تبليغاتX
امدادگر
انجمن امدادگران جوان ایران

بيماري سوريازيس- اگزماي سرشتي ...

 

مجله پزشكي بيماريهاي ژنتيك پوستي دكتر حسن صيرفي متخصص پوست عضو هيئت علمي دانشگاه تهران : غير از بيماري‌هاي كه به وسيله يك ژن معيوب منتقل مي‌شود و تحت عنوان ژنادرماتوز از آن نام مي‌بريم تعداد زيادي از بيماري‌هاي پوستي هستند كه سؤالات زيادي در مورد روش انتقال آنها از ما مي‌شود. به عنوان مثال بيماري سوريازيس ، بيماري اگزماي سرشتي و ريزش موي تيپ مردانه يا زنانه از جمله مواردي است كه تعداد فراوان مراجعه كننده داريم و در مورد نحوه انتقال آنها از ما سؤال مي‌شود . به عنوان مثال در مورد اگزماي سرشتي مي‌دانيم كه يكي از شايع ترين اگزماي دوره نوزادي و دوره بچگي است و قبل از 10 سالگي شيوعي حدود 20 درصد در كشورهاي صنعتي جهان دارد . بنابراين اگزماي بسيار شايعي در بين بچه ها است و والدين اين اطفال از ما سؤال مي‌كنند كه وقتي بچه اول ما دچار اين اگزما است بنابراين بچه هاي بعدي مان چطور خواهد بود ؟ نحوه انتقال بيماري چگونه است ؟ در مورد اگزماي سرشتي بايد بگوييم كه اين اگزما كه قديم فكر مي‌كردند كه به صورت ژن غالب منتقل مي شود چنين چيزي نيست و يعني پدر و مادر مي‌توانند هر دو سالم باشند و فرزندشان دچار اين بيماري باشد بنابراين ژن غالب نمي‌تواند عامل اين بيماري باشد . يك ژن مغلوب هم نمي تواند عامل اين بيماري باشد براي اينكه پدر و مادر هر دو مي‌توانند دچار بيماري اگزما باشند ولي فرزندشان سالم به دنيا بيايد . امروزه روش انتقال اگزماي سرشتي را به عنوان روش پليژنيك يا مولتي فاكتوريال مي‌گوييم كه در آن سه يا چهار ژن عامل انتقال بيماري هستند و فاكتورهاي محيطي هم سهم بسيار زيادي را در انتقال بيماري دارند . بنابراين وقتي دوقلوهاي يك تخمكي را از نظر اگزماي سرشتي مورد بررسي قرار دهيم متوجه مي‌شويم كه هماهنگي اين بيماري در دوقلوهاي يك تخمكي چيزي حدود 70 تا 75 درصد است . در صورتي كه در دوقلوهاي دو تخمكي و غير همانند يك چيزي حدود 30 درصد اين تفاوت نشان دهنده سهم بسيار مهم عوامل ژنتيك در بروز بيماري اگزماي اتپيك است يا اگزماي سرشتي وقتي پدر و مادر هر دو مبتلا به اگزما باشند .80 درصد بچه ها ممكن است كه مبتلا به بيماري اگزما بشوند ولي وقتي كه يكي از والدين مبتلا به اين بيماري باشد آن وقت چيزي حدود 59 تا 60 درصد خواهد بود . در مورد بيماري سوريازيس هم همان طور كه گفتيم بيماري مولتي فاكتوريال است يعني چندين ژن در انتقال بيماري رل بازي مي‌كنند و بنابراين ايني كه مي‌توانيم بگوييم دقيقا اين بيماري در چند درصد موارد در فرزند بعدي منتقل خواهد شد يا بروز خواهد كرد به راحتي نمي‌توان گفت فقط مي‌توانيم بگوييم پدر و مادر وقتي هر دو مبتلا به بيماري باشند. يك چيز حدود 65 تا 70 درصد موارد احتمال دارد كه فرزندشان دچار بيماري شود وقتي يك پدر ، يك مادر و يك فرزند و يكي از والدين و يكي از فرزندان دچار اين بيماري باشد . اين احتمال چيزي حدود 30 درصد خواهد بود و وقتي يك فرزند مبتلا به بيماري سوريازيس باشد ولي پدر و مادر هر دو سالم باشند .اين احتمال چيزي حدود 15 تا 20 درصد خواهد بود . بيمار: من 46 سالم است متولد 47 هستم . دكتر : چند تا بچه داري ازدواج كردي ؟ بيمار : 7 تا بچه دارم در روستا زندگي مي‌كنم كشاورزي مي‌كنم . دكتر : مشكلت چي بود كه آمدي اين بيمارستان ؟ بيمار : مشكل من اين بود كه سر زمين داشتيم كار مي‌كرديم يك دفعه بدنم قرمز شد . رفتيم بيمارستان بروجرد 15 روز خوابيدم بعد مرخصم كردند آمدم خانه بعد از يك هفته دوباره پوست بدنم خشك شد مراجعه كردم به دكتر ، دكتر نامه داد آمدم بيمارستان رازي تهران. بيمار: الان مدت يك سال و سه چهار ماه است كه به اين بيماري پزا مبتلا شدم .اولش هم از قسمت زانو شروع شد كه به متخصص مراجعه كردم و ايشان تشخيص داد كه روي من عمل ليزري انجام بدهند .گفتند كه اين زگيل است با ليزر در مي آوريم و ريشه اش را مي‌سوزانيم ما هم به هر حال چون كارمند مردم بوديم مي‌خواستيم زود و سريع به سر كارمان برسيم قبول كرديم و اين كار را انجام داديم . بعد از يك ماه بعد اين بيماري در بدن من زياد شد . كه از سر آرنج ها شروع شد ، كه بعد به دكتر مراجعه كردم خود دكتر مربوطه ايشان پماد ساختني و محلول دادند كه من استفاده كنم و من اين كار را انجام دادم . بيماري يك مقدار مهار شد اما از بين نرفت كه من باز به توصيه دوستان و آشنايان دكترم را عوض كردم به يك دكتر ديگري مراجعه كردم .ايشان هم همين تشخيص را دادند منتهاي مراتب ايشان گفتند كه از نظر درماني طول درمان چون بالاست اين است كه شما بايد تحت نظر باشيد و در بيمارستاني بستري شويد كه ما بتوانيم روي شما اين درمان را انجام دهيم . من به توصيه اين پزشك به بيمارستان رازي مراجعه كردم و ضمن معاينه و آزمايش هاي مربوطه من را بستري كردند براي درمان اين بيماري تشخيص آنها هم اين بود كه اين بيماري بر اثر استرس و هيجان هاي ناشي از استرس پيش مي‌آيد . بيمار: پنج سال است عوارض گرفتم كه از كف پايم شروع شد و به كل بدنم رسيد . سال 80 خوابيدم در بيمارستان لقمان الدوله آنجا خوب نشدم . پارسال 81 آمدم اينجا باز هم عود كرد آمدم بستري شدم بيمارستان . بيمار: 15 سال است الان دچار اين مريضي هستم علائمش هم اول دانه هايي ريزي زده بود يواش يواش اينها به هم چسبيدند تا به اين وضعيت فعلي در آمده اند .الان شكر خدا بهتر شده است . دكتر : شما اين بيماري را در فاميلتان داريد ؟پدر و مادرتان نداشتند ؟ بيمار: نه نداشتند هيچ سابقه بيماري نداشتند . دكتر : در خواهر و برادرها هم چنين مشكلي نبوده ؟ بيمار: نه نداشتند . دكتر : پدر و مادرتان با هم فاميل نبودند ؟ بيمار: نه . دكتر : ومشابه اين بيماري را هم اصلا نداشتيد ؟ بيمار: بله. دكتر حسن صيرفي متخصص پوست عضو هيئت علمي دانشگاه تهران : در مورد بيماريي صحبت مي‌كنيم تحت عنوان سوريازيس يا پسوريازيس كه البته صحبت‌هايي كه اين دوست عزيزمان براي ما كردند يك مقدار با سير طبيعي اين بيماري متفاوت بود ولي به هر صورت سوريازيس يك بيماري است كه زمينه هاي ارثي و ژني يك تاثير بسزايي در آن دارد . اين بيماري در حقيقت بيماري است كه عوامل ژنتيك از طريق پدر و مادر در فرزند جمع مي شود و فاكتورهاي محيطي كه عوامل متعددي است مثل عفونت‌ها، استرس ها ، دارو ها ، مي تواند در بروز بيماري مؤثر باشد . وقتي از بيماريهاي ژنتيك پوستي يا بيماري هاي ارثي پوستي صحبت مي‌كنيم شايد به راحتي و به زودي به اين بيماري نرسيم . چرا ؟ براي اينكه همين طور كه توضيح دادم ما بيماري ژنودرماتوز يا بيماري ارثي پوستي مد نظرمان است بيشتر بيماري هايي هستند كه از طريق معيوب بودن يك ژن منتقل مي‌شوند . و قوانين مندلي معمولا در ايجاد اين بيماري حاكم است به عبارت ديگر يك ژن بيمار كه به صورت يك كپي ژن است در هر كروموزوم در جايگاهي تحت عنوان لوكوس يك كپي از اين ژن معيوب قرار گرفته بيماري منتقل مي‌شود. نريتور : شناخت اختلال ژني در تشخيص بيماري هاي ژنتيك از اهميت زيادي برخوردار است اين مسئله نه تنها در مشاوره ژنتيك و تشخيص قبل از تولد مهم است بلكه اطلاعات به دست آمده نخستين قدم در مشخص شدن مكانيزم هايي است كه در ايجاد بيماري دخالت دارند و سر انجام رسيدن به هدف اصلي كه عبارت است از درمان موفق يك بيماري ژنتيكي . دكتر حسن صيرفي متخصص پوست عضو هيئت علمي دانشگاه تهران : در مورد نقش ازدواج هاي فاميلي در بروز بيماري هاي ژنتيك پوستي سؤالات زيادي از ما مي‌شود و اهميت اين موضوع را از ما مي‌پرسند . به هر صورت مشخص است كه روش هاي متعدد انتقال هاي ژنتيكي در حقيقت اين مساله در موردش اهميت هاي متفاوتي دارد به عنوان مثال اگر انتقال بيماري‌هاي ژنتيك پوستي از طريق ژن اتوزومال مغلوب صورت بگيرد يعني انتقال يك انتقال يك ژني باشد و روش انتقال هم روش مغلوب باشد همانطوركه گفتيم معمولا پدر و مادر علائمي از بيماري را نشان نخواهند داد و چون دو فردي كه مي خواهند با هم ازدواج كنند ظاهرا سالم به نظر مي رسند و جالب است كه در اين فرم انتقال مطلقا سابقه فاميلي هم در دو فاميل فرد وجود ندارد . بنابراين ممكن است خيلي راحت فكر كنند كه هيچ بيماري ژنتيك يا بيماري پوستي را نخواند داشت با هم ازدواج كنند و در هر بار زايمان مثلا در مورد بيماري مثل فنيل كتولوريا ، يا در مورد بيماري ايكس اي يا گزلودور پيگمانتوزا يا در مورد كمبود روي ارثي و خيلي از بيماري‌هاي ديگر ممكن در هر بار حاملگي و زايمان 25 درصد يا يك چهارم اين بچه ها در گير اين بيماري را نشان بدهند و متاسفانه شدت بيماري اتوزومه رزسيف شديد است و نسبتا بيماري هاي متابلوك متعددي هستند . بيماري هايي كه در آنها اختلال متابلوسم اسيدهاي آمينه وجود دارد كه بچه در حقيقت طفل مبتلا مي شود . اين اهميت از اين جهت است كه درحقيقت ازدواج هاي درون قبيله اي و ازدواج هاي باصطلاح معروف افرادي كه هم خون هستند و با هم ازدواج مي كنند از آنجايي كه معمولا پدر و مادر حاملين ژن معيوب هستند و هر كدام داراي يك كپي از ژن معيوب مغلوب هستند و اين دو ژن رزسيف و در حقيقت ژني كه دو كپي دارد در دو كروموزوم در دو لوكوس مقابل هم قرار بگيرند بيماري ظاهر مي شود خيلي اهميت دارد كه ما بدانيم كه هم خوني و ازدواج فاميلي در مورد انتقال هاي رزسيف اهميت خيلي ويژه اي دارد اهميت زيادي دارد و ما بايد توصيه كنيم . اين افرادي كه در حقيقت بيماري هايي دارند كه به وسيله ژن هاي اتوزومه رزسيف منتقل مي‌شود از نظر فاميلي با هم ازدواج نكنند. چرا كه حاملين ژن معيوب مشخص نيست و وقتي با هم ازدواج كنند ممكن است يك چهارم بچه ها دچار اين بيماري شوند . البته امروزه از روش ها و تكنيك هاي جديد ژنتيك مي شود ژن هاي جهش يافته در افراد ناقل را هم مشخص كرد يعني فرد كاملا سالم است ولي ژن جهش يافته را ممكن است متاسيم اش را بتوانند مشخص كنند در اين افراد . بيمار:من 17 سال دارم از بچگي تشنج داشتم يك بيماري ژنتيكي ارثي است و قرص كه مي خوردم عوارض اش روي صورتم اين جوش ها را زد الان دو سال است كه پنفيگوس دارم قرص كورتون مصرف مي كنم مرتب هم عود مي كند الان هم آمدم براي بستري . دكتر محمد جواد ناظمي متخصص پوست :آقاي دكتر اميني لطف كنيد بگوييد اين بيمار براي چي اين جا بستري شدند ؟ دكتر اميني : بيمار ما يك بيماري فوتو ايميون يا خود ايمني دارند كه بيماري پنفيگوس نام دارد به اين خاطر بستري شدند . ايشان اضافه بر بيماري كه در زمينه آن بستري شدند يك بيماري ژنتيكي به نام توبروس اسكرولوزيس دارند كه توبروس اسكرولوزيس يك بيماري ژنتيكي است كه به صورت اتو زومال غالب به ارث مي رسد كه ژن آن روي كروموزوم 9 قرار دارد بعد اين بيماري علاوه بر تظاهرات پوستي تظاهرات كليوي ، قلبي ، مغزي ، چشمي كه تظاهرات پوستي آن كه مربوط به يك كار درماتولوژي مي شود عمدتا چهار تظاهرات مشخصه كه با آن تشخيص داده مي شود است . اولين ضايعه آن آنژيو فيبرومو است به صورت ضايعات پاپول هاي عروقي است كه در چينه نازولبيال كه عمدتا در مركز صورت ظاهر مي شود كه معمولا بين سن سه تا ده سالگي ظاهر شده ضايعه دومش پري آنگوال فيبروما يا كواينم تومور است كه اطراف ناخن ظاهر مي‌شود كه معمولا ظهور اين ضايعه بعد از بلوغ خواهد بود . ببخشيد آقاي دكتر اين ضايعه اوليه كه اينها پيدا مي كنند معمولا كدام يك از اين ضايعات است ؟ دكتر اميني : معمولا اولين ضايعه اي كه ممكن است در بدو تولد ظاهر شود و يا در دوران شيرخوارگي ضايعاتي است به نام اشي وايت ماكول به صورت ماكول هاي سفيد رنگي هستند كه در تنه ظاهر مي‌شوند كه توسط مراحل اوليه با لامپ وود تشخيص داده مي‌شوند و ممكن است به چشم غير مسلح ديده نشوند . بعد ضايعه چهارم يك شاگرين پچ است به صورت ضايعه همرنگ پوست برجسته كه ممكن است شايع ترين ناحيه اش در ناحيه پايين كمر به نام لمبساكران است . دكتر محمد جواد ناظمي متخصص پوست : البته من اضافه كنم خدمتتان كه بيماري ايشان به اسم توبرزاسكلوروزيس كامپلس است كه مي تواند اسم ديگري هم كه اوايل برايش گذاشته بودند به اسم اپيلويا بود به اين معنا كه اين بيماران مي توانند اپيلپسي داشته باشند و گويا مريض ما سابقه اپيلپسي هم داشته و يك چند باري هم سيژن برايش پيش آمده مي تواند از نظر اينتليجنت يك مقداري لواينتليجنت باشند و روتاد داشته باشند از نظرهاي هوشي و اينكه يك ضايعاتي اينها دارند روي صورتشان كه معمولا براي اولين باري كه مراجعه مي‌كنند ما با اين ضايعاتشان است كه ممكن است اين بيماري را متوجه شويم و دنبالش برويم و آن ضايعاتي است كه پاپول هايي هستند كه به صورت قرمز رنگ به آن آنژيوفيگرو مي گويند بر روي صورت اطراف بيني كه يك مقداري دفعه هاي پيش كه اين بيمار مراجعه كرد و اينجا بستري بود به علت بيماري پنفيگوسش كه ما به همان دليل بستري اش كرديم نه به دليل بيماري ژنتيكش آن موقع يك سري از اينها را كتل كرديم خوب مي شود كتل كرد مي‌شود ليزر كرد و يك مقداري اين ضايعات برجسته پاپول ها را برايشان صاف تر كرد و عرض به حضورتان كه ديگر مشكل ديگري از نظر آنژيوفيگرو كه داشته و اين بيماري كه داشته همان مسئله اپيلپسي بوده كه چند باري برايش پيش آمده . چيزي كه آقاي دكتر اميني فرمودند كه اين ممكن است ژنتيك باشد ژنش هم آن اوتوزوم غالب باشد اما اخيرا ثابت شده كه 60تا70 درصد اين بيماري به صورت موتشن است نيوموتيشن است ممكن است كه سابقه اي نداشته باشند و يك دفعه نيوموتيشن داشته باشد و بعضي ها دچار اين بشوند اگر چه موارد فاميلي آن كه گزارش شده بد نيست كه زن شوهرهايي كه ازدواج مي‌كنند از نظر ژنتيك كاملا مورد توجه قرار بگيرند. امتحانات لازم را اگر امكان داشته باشد در مراكز ي كه ممكن است انجام بدهند كه شايد بچه هاي اينها از اين بيماري مصون باشند . ولي خوب در مورد نيوموتيشن ها كه 60تا70 درصد است و تعدادش هم كم نيست كاري نمي‌شود كرد و بايد اگر بيماري پيش آمد خوب سوابقش را گرفت و توصيه‌هاي به او كرد و از نظر ژنتيك به او يك توضيحاتي را داد . دكتر بهروز جليلي‌متخصص روانپزشكي اطفال عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران: راجع به بيماري هاي پوست و مو بالاخص آن دسته از آنها كه جنبه ارثي و ژنتيك دارند بالاخص آن گروه كه اطفال را دچار مي‌كنند مي‌خواهيم صحبتي با هم ديگر داشته باشيم ببينيد بسياري از بيماري ها را ما داريم كه جنبه ارثي و ژنتيك دارند مثل ديابت ، انواعي از سرع ، نيو پاتي ها وووو امثال هم اما اينها در سر و وضع و ظاهر ممكن است آنچنان تغييري ايجاد نكنند كه مردم با نگاه كردن به شخص بتوانند چيزهايي حدس بزنند . در اينجا بيماري هاي پوست و مو يك خصلتي كه دارند اگر بگوييم يك عيبي كه دارند نمي‌دانم مي شود گفت چه اين است كه از سر و وضع و ظاهر ما ممكن است كه ديگران حدس بزنند ما آدمها به طور نرمال بايد دوست داشته باشيم كه هر بيماري اعم از خوش عاقبت و بد عاقبت را خودمان بگيريم تا بچه مان بگيرد اين يك طرز فكر نرمال است كه شخصي مي تواند داشته باشد . اما گاهي اوغات اين نرمال مي‌شود آدنرمال زياده روي مي‌شود در آن مثل هر چيز ديگري كه افراط و تفريط در زندگي بد است مثلا فردي كه بچه اش دچار اين گروه از بيماري‌ها پنفيگوس ،اپيدر موليز بوگوس ، ايكتيبوگوس و امثالهم مي‌شود آن ديدي كه ما جماعت روانپزشك از آن مي‌ترسيم يعني ديد گناه دارد پيدا مي‌كنند يعني مخفي اش مي‌كنند از ديگران چرا ؟ ديگران با نگاه كردن به بچه من متوجه نشوند كه اين عيب را دارد . برعكس ما اولين توصيه اي كه مي‌كنيم فرستادن اين بچه ها به مهد كودك است . ببينيد ما آدمها بچه بزرگ مي‌كنيم كه تحويل اجتماع بدهيم من بچه بزرگ نمي‌كنم براي خودم . در نتيجه اگر من بچه بزرگ كردم و به او بهاي زيادي دادم او را آماده زندگي در اجتماع و مبارزه با استرس هاي اجتماع نمي‌توانم بار بياورم . يك بچه نازك ، نارنجي ، يك بچه لوس و ننر ممكن است من بار بياورم چرا ، چون اين مشكل را داشته . البته همين جا من خدمت شريفتان عرض كنم كه گاهي اوقات پدر و مادر ها گله مي‌كنند مي‌گويند شماها توصيه مي‌كنيد ما بچه هاي خودمان را بگذاريم مهد كودك با ديد ديگران چه كنيم بعضي اوقات پدر و مادرها ديگر مي‌آيند اعتراض مي ‌كنند مثلا در مورد بچه اي كه ايكس تيوز دارد خانم ، آقا منظورشان آن اولياي محترم مهد كودك هاست اين بچه بيماري اش به بچه من سرايت نمي كند . شما باور بفرماييد كه ما گاهي اوقات با بچه هايي سر و كار پيدا مي‌كنيم از اين بعد روانپزشكي كه اينها يرقان‌هاي انسدادي ، ايكشن‌هاي انسدادي دارند كه اصلا قابل سرايت نيست بعضي مجاري كبدي درگير است و اين بچه زرد است . پدر و مادر مصيبتي مي‌كشند كه به حرف ما گوش كنند و بچه خودشان را بگذارند مهد كودك . اينها ايجاد آگاهي كردن در اجتماع مي خواهد مگر هر بيماري پوستي قابل سرايت است چهار بيماري مانند زرده زخم ، امپتيگو و امثال هم مي‌تواند قابل سرايت پوستي باشد مگر همه بيماري هاي پوستي قابل سرايت است؟ نه پس بنابراين پدر و مادرها حق دارند دلگيري پيدا كنند حق دارند كه بترسند بچه من نبايد مورد تمسخر ديگران واقع بشود كه ما انتظار داريم كه اجتماع انشاءالله نگاه خود را بپوشاند. ببينيد هر چه اجتماعات متمدن تر و پيشرفته تر مي شوند كمتر به يكديگر نگاه نامأنوس مي‌كنند . نريتور : پيش رفت هاي زيادي كه در تكنيك هاي مربوط به بيولوژي مولكولي به عمل آمده و اطلاعات جديدي كه از مطالعات مربوط به ژن انساني به دست آمده امكانات جديدي را در اختيار پزشكان قرار داده تا بتوانند مباني ژنتيك را در ايجاد انواع بيماري ها مشخص نمايند . هنگامي كه متخصصان علم ژنتيك بتوانند اختلالات ژني مربوط به بيماري هاي مختلف را مشخص نمايند امكانات جديدي را در جهت تشخيص و درمان اساسي و كامل براي اينگونه از بيماري ها از جمله اختلالات ژنتيكي پوستي فراهم آورد . به كار گيري اين تكنيك ها در تشخيص بيماري ها قبل از تولد و استفاده از مشاوره ژنتيكي از اهميت بسزايي برخوردار است . دكتر سيروس عظيمي متخصص ژنتيك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي‌تهران : مشاوره ژنيكي علمي است كه در آن با شخصي كه مبتلا به يك بيماري ارثي است و يا با خويشاوندان نزديك او كه در خطر اين بيماري مخصوص هستند به بحث و گفتگو مي‌نشينيم و از نتايج و عاقبت كلي اين بيماري و احتمال بروز مجدد آن در فرزندانشان و يا در ساير خويشاوندان نزديك و به طور كلي طريقه انتقال اين بيماري به نسل هاي آينده و همچنين طرق جلو گيري و درمان هاي احتمالي ، چون درمان هاي احتمالي خيلي مشكل است و درمان هاي احتمالي اين بيماري به بحث و گفتگو مي‌نشينيم . بنابراين در حقيقت ما با يك كار مشاوره ژنتيكي به مدت طولاني در يك اجتماع مي‌توانيم به سالم سازي نسل هاي آينده اجتماع كمك كنيم و فراواني بيماري هاي ژنتيكي را به موقع كم كنيم . دكتر پوپك درخشنده متخصص ژنتيك مولكولي : بيماري هاي وراثتي بيماري هايي هستند كه به ارث مي‌رسند يعني از والدين يا پدر و مادر ناقل به نسل بعدي يا فرزندان به ارث مي‌رسند اينها بيماري هايي هستند كه بعضا از پزشكان پرسيده مي‌شود كه آيا مي‌توانيم اين بيماري ها را با قرص ، دارو يا عوامل ديگر كنار بگذاريم و نسل بعدي دچار اين بيماري ها نشوند و ما در پاسخ يك جواب قانع كننده داريم كه عام پسند است اين است كه اگر رنگ چشم را مي‌شود با دارو عوض كرد رنگ مو يا پوست را مي‌شود عوض كرد اين بيماري ها را هم مي‌شود به همان نحو عوض كرد و اينها بيماري هايي هستند كه در تمام سلولهاي بدن ما به ارث رسيده اند و ما به همين صورت به ارث نسل بعدي مي‌رسانيم . پروفسور داريوش فرهود استاد ژنتيك پزشكي و عضو سازمان جهاني بهداشت : البته بيماري هاي پوستي يك بخش عظيمي از بيماري هاي مردم را در برمي‌گيرند از بيماري‌هايي كه فقط با يك خارش و ناراحتي‌هاي زيادي است تا بيماري‌هايي كه واقعا بسيار خطرناك و بدخيم و منجر به مرگ مي تواند بشود يعني طيف وسيعي از اين بيماري‌ها وجود دارند. ما جلسات گذشته در مورد خود بيماري ها گفتگويي شده و شما خود بيماري ها را تقريبا مي‌شناسيد كه چه است منتها ما در اينجا قصد داريم كه توارث اين بيماري ها را براي شما مشخص كنيم مثلا ايكتيوز يا انواع بيماري هاي پوستي ، اينها چه توارثي دارند يا اكتو درما ديسپلژيا اينها چه توارثي دارند وقتي ما صحبت از بعضي بيماريهاي بدخيم پوستي مي‌كنيم چه نوع توارثي دارند و اصلا توارث يعني چه ؟ در مورد بيماريهايي كه عرض كردم خدمتتان و قبلا هم با آنها آشنا شديد معمولا مي‌توانند سه راه توارث به خصوص داشته باشند يا اتوزمارزسيف هستند يعني بيماري كه پدر و مادر ناقل آن ژن هستند و وقتي كه در فرزند اين دو ژن معيوب به هم تلاقي مي‌كنند اين بيماري بارز مي‌شود و ظهور مي‌كند در حالي كه در پدر و مادر هيچ مسئله اي نبوده است اكثرا چنين پدر و مادرهايي خويشاوند هستند كه ما مي‌گوييم ازدواج هاي خويشاوندي را بايد به آن دقت كرد كه احتمالا پدر و مادر حامل يك چنين ژن بيماري زايي نباشند . توارث دومي كه ما داريم توارثي است كه توارث اتو زماد داميناد است يا غالب كه ما صحبت مي‌كنيم در اينجا زماني است كه يا پدر يا مادر خودشان داراي اين بيماري هستند حالا ممكن است در شدت بروزش فرق كند زياد هم ظاهر نشود ولي در بچه يك دفعه خيلي ظاهر بشود . حتي ممكن كه در يك نسل خودش را نشان داده پدر و مادر شايد سالم باشند اما در خانواده شان در پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، دايي ها ، عمه ها ، خاله ها ديده باشند اين موارد را به همين دليل ما اهميت مشاوره ژنتيكي را بر رويش تاكيد مي‌كنيم كه در اينجا معلوم مي‌شود كه چه بيماري در خانواده دور مي زند . دسته سوم يا راه سومي از توارث اين است كه ژن معيوب بر روي كروموزوم ايكس باشد و در اينجا در واقع ما وقتي صحبت از توارث ايكس مي كنيم آنجايي است كه اين بيماري در دخترها ظاهر نمي شود و در پسرها ظاهر مي‌شود چون دخترها معمولا دو ايكس دارند ولي پسرها يك ايكس و يك واي دارند در نتيجه اگر آن يك ايكس شان هم حامل ژن معيوب باشد در آنجا بروز مي‌كند انواع بيماري هاي پوستي كه براي شما در دفعات قبل گفته شده اينها بعضي هاشان توارث اتو زماد داميناد دارند بعضي ها شان توارث اتوزمارزسيف دارند بعضي ها هم توارث ايكس ميب دارند وابسته به جنس هستند يعني بيشتر در پسرها ديده مي‌شود . دكتر حسن صيرفي متخصص پوست عضو هيئت علمي دانشگاه تهران : امروزه متخصصين مشاوره ژنتيكي در تمام قسمت هايي كه در ارتباط با تخصص‌هاي مختلف پوست هستند فعالانه شركت دارند و در بسياري از رشته‌هاي تخصصي چنين مراكزي براي كمك به بيماراني كه مبتلا به بيماري ارثي و ژنتيك هستند داير است . متخصصين ژنتيك با علمي كه از مسائل مربوط به علم ژنتيك ، علم آمار ، علم رياضي و مسائل بيولوژي و قانون احتمالات وجود دارد كما بيش مي‌توانند به افرادي كه خود مبتلا به بيماري ژنتيك پوستي هستند و يا فرزندي دارند كه مبتلا به اين بيماري است و قصد داشتن فرزند ديگري هم هستند و به اين مركز مشاوره مراجعه مي‌كنند و يا زوج جواني كه در فاميل شان بيماري ژنتيك پوستي وجود دارد و قصدشان اين است كه بدانند آيا فرزند اينها دچار اين بيماري مي شود يا نه خدمات ارائه مي دهند؟ در سال هاي اخير علم ژنتيك تحول بسيار زيادي در آن انجام شده و بسياري از بيماري ها از ديدگاه ژنتيك مورد بررسي قرار مي‌گيرد . در آينده نه چندان دور با شناختي كه از علم ژنتيك در ايجاد بيماري‌ها خصوصا بيماري هاي ژنتيك پوستي پيشرفت‌هايي كه در اين علم ظاهر شده مساله رويايي در مان ژن ، ژنتراپي و تشخيص بيماري‌هاي پوستي بر اساس تقسيم بندي ژنتيك يعني تعيين ژن هاي كه متاسيون دارند و ژن هاي بيماري زا هستند ديگر نه رويا بلكه واقعيتي است كه بسياري از كارشناسان دنيا مي‌گويند كه تا 10 سال آينده روش ژن درماني و تشخيص‌هاي پيشرفته تر بيماري‌هاي پوستي و خصوصا بيماري‌هاي ژنتيك بر اساس ژن هاي جهش يافته كاملا وارد بازار كار و در حقيقت تشخيص‌هاي معمولي پزشكان قرار خواهد گرفت . پايان

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:56 | لینک  | 

ايست تنفسي

احياي تنفسي اولين قدم در مواجهه با فردي است كه دچار ايست تنفسي شده است. بايستي بدانيم كه فرد نفس    مي كشد يا خير. اولين اقدام اين است كه ما صورتمان را نزديك دهان و بيني فرد مصدوم مي آوريم. به اين شكل هم مي توانيم صداي جريان تنفسي بيمار را بشنويم  و هم مي توانيم جريان هواي موجود را روي پوست صورتمان حس كنيم. از طرفي مي توانيم حركت شكم و قفسه سينه بيمار را هم ببينيم.

سپس بايد راه هوايي فرد مصدوم را باز كنيم. اگر سر مصدوم خم شده باشد احتمال مسدود شدن راه هوايي مصدوم وجود دارد. ممكن است زبان به طرف عقب برگشته و راه هوايي را مسدود كرده باشد.  

براي فردي كه بيهوش شده است ممكن است ترشحات دهاني، آب دهان و يا محتويات استفراغ شده ي معده مجراي هوايي را مسدود كرده باشد.

به دو روش مي توان راه هوايي را باز كرد:

١- با يك دست زير گردن مصدوم را بگيريم و دست ديگر را روي پيشاني او بگذاريم و سرش را به عقب خم كنيم و به اين شكل مجراي هوايي را باز كنيم. 

۲- دست را زير چانه فرد مصدوم قرار دهيم و چانه بيمار را به سمت بالا بكشيم. معمولاً در مواردي كه احتمال صدمه به مهره هاي گردني و احتمال شكستگي مهره هاي گردني وجود دارد، بايد از روش دوم براي باز كردن مجراي هوايي استفاده كرد. 

علائم خفگي عبارتند از:

١- تورم صورت، گردن و لبها

۲- كبود شدن ناخنهاي دست و پا

بعضي از كارشناسان معتقدند استفاده از انگشت بدون پارچه براي تميز كردن دهان مفيدتر است زيرا انگشت راحتتر در دهان گردش مي كند.

در هنگام خفگي سر را به عقب كشيده و آرواره هاي پائين را باز و در دهان مي دميم. در اين زمان بايد بيني را با دست بگيريم. ساده ترين راه براي كمك به افرادي كه مبتلا به قطع تنفس شده اند، تنفس دهان به دهان و ماساژ قلبي است. براي بزرگسالان استفاده از دو كف دست و براي كودكان استفاده از يك دست كافي است.

در مواقع خفگي بايستي با انگشت، دهان مصدوم را براي يافتن جسم خارجي جستجو كنيم ولي زمان زيادي را نبايد براي اين كار تلف كنيم. اگر بيمار تنفس نداشت ما بايد بالافاصله از مؤثرترين راه براي برگرداندن تنفس بيمار، يعني تنفس مصنوعي استفاده كنيم.

 براي اين كار بعد از آنكه سر بيمار را در وضعيت مناسب قرار داديم بايد كاملاً هواي بازدم خود را درون ريه بيمار خالي كنيم. براي اين كار لبها را در اطراف دهان بيمار قرار مي دهيم.

دميدن هوا مي تواند از طريق دهان مصدوم و يا بيني او صورت بگيرد. در كودكان هم دهان وهم  بيني درون دهان ما قرار مي گيرد و ما هواي بازدم خود را به ريه مصدوم هدايت مي كنيم. 

نكته مهم اين است كه بايد همزمان با تنفس دادن به فرد مصدوم حركت قفسه سينه او را مشاهده كرد. اگر به ميزان مناسب هوا وارد ريه ي فرد مصدوم شود، معمولاً حركت قفسه سينه قابل مشاهده است. اگر علیرغم اقداماتي كه ما انجام داديم حركتي را در قفسه سينه مشاهده نكرديم به اين نتيجه مي رسيم كه يك جسم خارجي مجراي هوايي را مسدود كرده و ما بايد اقدامات خاص خروج جسم خارجي را از گلو انجام دهيم. 

در اينجا دو سؤال مطرح است. اول اينكه چه تعداد تنفس لازم است؟

معمولاً بين ١۶- ١٤ تنفس در دقيقه لازم است به فرد مصدوم داده شود تا تنفس فرد برگردد.

سؤال دوم اينكه آيا هميشه از راه دهان تنفس داده مي شود ؟جواب خير است.

مواردي كه فرد ممكن است به واسطه مصرف سم، دچار بيهوشي و قطع تنفس شده باشد و يا اينكه صدمات و جراحات زيادي به ناحيه صورت و فك فرد وارد شده باشد. قطعاً نمي توان از طريق دهان به دهان، تنفس مصنوعي به فرد مصدوم بدهيم.

 در مورد كسانيكه دچار خفگي با گاز شده اند:

١- مصدوم را به هواي آزاد برده و راحت مي خوابانيم.

۲- علائم حياتي مثل تنفس و ضربان قلب او را آزمايش مي كنيم.

۳- تنفس دهان به دهان و يا دهان به بيني را هر چه سريعتر آغاز مي كنيم.

٤- از زدن نبض اطمينان حاصل كنيم.

تعداد تنفس مصنوعي بايد ۲٠- ١۶ بار در دقيقه و هنگام كمك يك نفر، يك بار ماساژ قلبي و ٥ بار تنفس مصنوعي صورت گيرد. 

نكته بسيار مهمي كه هر كمك كننده بايد به آن توجه كند لزوم گرفتن نبض بيمار در هنگام گرفتن تنفس مصنوعي است. به راحتي مي توان با گذاشتن دست در كنار گردن و يا مچ دست مصدوم از زدن نبض او مطمئن شد.

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:54 | لینک  | 

ايست قلبي

 بعد از اينكه مطمئن شديم تنفس بيمار برقرار است و يا اينكه احياي تنفسي را آغاز كرديم بايد وضعيت قلبي او بررسي شود. ادامه تنفس مصنوعي در حالتي كه قلب مصدوم نمي زند كار بيهوده اي است زيرا خوني جريان پيدا نمي كند تا بتواند اكسيژن ارسالي را به بافتها برساند. بنابراين بالافاصله بعد از اينكه ما ٤ تنفس اوليه را به مصدوم داديم بايد وضعيت قلب را بررسي كنيم. منتها نكته مهم اين است كه تا زماني كه از فقدان ضرابان قلب مطمئن نشده ايم، ماساژ قلبي يا كمپرس قلبي انجام نمي دهيم. اگر ببينيم نبض بيمار هم ضعيف است اجازه مي دهيم كه قلب به همان شكل، ضربان خودش را ادامه دهد و نياز به كمپرس كردن و ماساژ دادن نيست.

براي اينكه مطمئن شويم ضربان قلب وجود دارد، بهترين و مهمترين راه براي تست نبض، نبض ناحيه ي گردني است كه با قرار دادن دو انگشت در كنار حنجره و عضلات گردني مي توانيم ضربان نبض را حس كنيم. براي كنترل نبض اين كار به جهت نزديكي به قلب مطمئن تر است.

بعد از اينكه مطمئن شديم بيمارضربان قلب ندارد بايد اقدام به ماساژ قلبي كنيم. اولين قدم قرار دادن مصدوم روي يك سطح سفت است. بطور مثال اگر مصدوم روي يك تخت فنري است نبايد اقدام به ماساژ قلبي كنيم زيرا در اين حالت ماساژ قلبي بي تاثير است. سپس بايد در كنار مصدوم زانو زد و زاويه اي كه دستها و آرنج با قفسه سينه دارند بايد كاملاً عمود بر قفسه سينه ي مصدوم باشد. دستها در نيمه پايين جناق سينه و گودي قسمت برجستگي كف دست، در قسمت رو به پايين جناق سينه قرار گيرد و انگشتان هردو دست در هم فرو رود و سپس اقدام به ماساژ قلبي شود.

نشانه ي ايست قلبي، درد شديد در قفسه سينه و بين استخوان جناق است و اين درد سينه به پشت، دست چپ و گردن هم سرايت مي كند.

دومين نشانه ي ايست قلبي عرق شديد بدن است. همچنين رنگ پريدگي، نبض ضعيف، احساس تهوع، ترس و اضطراب، از پيامدهاي ديگر ايست قلبي است.

چگونه مي توانيم فردي را كه دچار ايست قلبي شده است از مرگ نجات دهيم؟

١- مصدوم را بايد روي سطح صاف و سخت قرار دهيم. لباس او را شل كنيم تا بدن راحت تر فعاليت كند.

۲- سر مصدوم را به عقب بر گردانيم. اين كار به خاطر اين است كه مجراي تنفسي مصدوم باز شود و او بتواند تنفس كند.

3- اگر دندان مصنوعي يا جسم خارجي وجود دارد بايد از دهانش خارج کنيم. 

4- ماساژ قلبي را شروع مي کنيم. انتهاي کف دست را روي جناق سينه مي گذاريم و با هر دو دست 3 تا 5 سانتي متر بطور عمود فشار وارد مي کنيم.

در ماساژ قلبي محل گذاشتن دست بسيار مهم است. در انتهاي جناق سينه ضايعه کوتاهي وجود دارد که حدود 2 انگشت بالاتر از آن محل گذاشتن دست است. کف دست کمک کننده بايد بر روي همين منطقه قرار گيرد نه بالاتر و نه پايين تر. چون در زير همان منطقه قلب قرار دارد. به اين ترتيب با فشار دست قلب وادار به ادامه فعاليت مي شود.

دست ما بايد بين 5-3 سانتي  متر روي قفسه سينه فشار وارد کند.

چه تعداد ماساژ قلبي لازم است؟ معمولاً بين 100- 80 بار در دقيقه بايد ماساژ قلبي بدهيم تا مطمئن باشيم يک ماساژ قلبي مؤثر داده شده است. 

اگر ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي توسط يک نفر انجام شود بايد به ازاي هر 15 ماساژ قلبي دو بار تنفس به مصدوم داده شود. ولي اگر اين کار توسط دو نفر انجام گيرد به ازاي هر 5 ماساژ قلبي يک تنفس به فرد مصدوم داده مي شود. اين کار بايستي با خونسردي کامل انجام گيرد.

آخرين نکته اينکه اگر ماساژ قلبي و فشردن قفسه سينه به صورت صحيح صورت نگيرد چه بسا مي تواند منجر به شکسته شدن دنده ها و جناق سينه شود که خود اين شکستگي مي تواند موجب آسيب رسيدن به ريه ها، طحال و ... مصدوم شود.

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:54 | لینک  | 

برق گرفتگي

داشتن اطلاعات در مورد برق، نحوه نصب وسايل روشنايي و تعمير بعضي از اسباب برقي براي همگان ضروري به نظر مي رسد. آموزش تدريجي اين مسائل از سنين نوجواني يكي از ضروري ترين موارد آموزشي عصر ما تلقي مي شود.

بدن انسان هادي جريان برق است. اگر بدن انسان به برق اتصال پيدا كند منجر به عبور جريان برق از بدن فرد به زمين خواهد شد. در جريان برق گرفتگي علاوه بر سوختگي پوست كه محل ورود و خروج جريان برق را شامل مي شود بافتها هم دچار آسيب مي شود. اگر جريان برق از قلب عبور كرده باشد منجر به اختلال در سيستم قلب و اگر از مغز عبور كند منجر به مهار مركز تنفس و وقفه تنفسي خواهد شد. 

برق گرفتگي به دو دسته تقسيم مي شود.

۱- با ولتاژهاي بالا

۲- با ولتاژهاي پائين

در موارد با ولتاژ بالا، حتماً بدن لازم نيست مستقيم با سيم يا كابل برق تماس داشته باشد بلكه ممكن است در فاصله ۲٠ متري هم جريان برق از هوا عبور كند و به بدن فرد منتقل شود و باعث برق گرفتگي شود. در اين موارد هر چقدر ولتاژ برق و رطوبت هوا بالا باشد ميزان انتقال و آسيبي كه به بدن وارد مي شود بيشتر است.

 موارد ولتاژ پائين بيشتر در خانه اتفاق مي افتد. مثلاً فرد از سيم لخت و يا وسايل برقي مخصوصاً آن دسته از وسايل كه در آنها آب ريخته مي شود آسيب مي بيند.ممكن است از طريق كليد برق برق گرفتگي ايجاد شود.

در برق گرفتگي با ولتاژ پائين بدن فرد دچار لرزش مي شود حال آنكه در موارد با ولتاژ بالا بدليل گرفتگي عضلات، منجر به اتصال دائم با آن وسيله خواهد شد.

كمكهاي اوليه كه در برق گرفتگي با ولتاژ پائين در منزل مي توانيم انجام دهيم رعايت جوانب احتياط است. مسائلي است كه فرد كمك كننده بايد انها را رعايت كند. بدين ترتيب كه تا وقتيكه جريان برق به مصدوم متصل است نبايد به مصدوم دست بزنيم. ابتدا بايد جريان برق قطع شود كه با قطع كردن فيوز يا كشيدن دو شاخه از پريز ممكن مي شود.

بعد از قطع جريان برق بايد بدن مصدوم را از اتصال به لوازم برقي جدا كرد. فرد كمك كننده بايد دمپايي لاستيكي به پا كند و يا اگر زمين خيس است از چند روزنامه براي خشك كردن استفاده كند و توسط يك چوب و يا هر چيزي كه غير رسانا است فرد مصدوم را از محل كه برق در آن وجود دارد دور كند.

بعد از قطع ارتباط برق در ابتدا بايد تنفس مصدوم را كنترل كرد. اگر تنفس نداشت بايد تنفس دهان به دهان انجام شود. بالافاصله بايد ضربان قلب و نبض كنترل شود. در صورتيكه نبض وجود نداشت ماساژ قلبي ضروري است.

در هر نوع برق گرفتگي شخص بايد به بيمارستان منتقل شود و بايد تا ۲٤ ساعت تحت نظر باشد. البته تا رسيدن به پزشك يكبار تنفس مصنوعي و همچنين ٥ بار ماساژ قلبي لازم است.

در برق گرفتگي با ولتاژ بالا تا زماني كه جريان برق قطع نشده حتي نمي توان به مصدوم نزديك شد چون در فاصله ۶ متري هم ممكن است به فردي كه مي خواهد كمك كند برق منتقل شود.

نكاتي كه بايد در هنگام صاعقه رعايت شود تا باعث پيشگيري از برق گرفتگي شود:

۱- دوري از درختان و پايه هاي برق

۲- گريز از روي ارتفاعات

۳- خوابيدن روي زمين يا جاي گود

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:53 | لینک  | 

گزيدگي

حيوانات مختلفي وجود دارند كه نيش آنها مي تواند باعث آسيب شود. از جمله زنبورها مخصوصاً زنبورهاي وحشي كه بدون توجه به ظاهر آن، خطر جدي براي فرد ايجاد مي كند.

 علائمي كه زنبور گزيدگي مي تواند ايجاد كند عبارتند از:درد و تورم ناگهاني در محل گزش و قرمزي در مركز تورم. البته بعضي از افراد به هر نوع سمي حساسيت دارند و واكنش آلرژيك بسيار شديدي مي توانند به سم زنبور نشان دهند و اصطلاحاً شوك آنافلاتيك در آنها ايجاد مي شود كه در اين موارد به اقدامات سريع و فوري نياز داريم.

 اگر هيچيك از اين علائم براي فرد زنبور گزيده ايجاد نشد تنها كاري كه ما مي توانيم انجام دهيم اين است كه ابتدا از نزديك محل گزيدگي را بررسي كنيم. اگر نيش هنوز در سطح باقي است مي توانيم آن را با يك موچين يا انبر از سطح پوست بيرون بكشيم. بايد مراقب باشيم كه كيسه زهر را فشار ندهيم زيرا ممكن است باقي سم وارد بدن شود.بعد از آن مي توانيم محل را با آب سرد همراه با بيكربنات سديم كمپرس كنيم.

ممكن است گزيدگي در داخل دهان يا گلو صورت گيرد و اين مسئله خطرناك است چون بافتهاي گلو و دهان بافتهاي شلي هستند و خيلي سريع ورم مي كنند و ممكن است باعث اختلال تنفسي شوند.براي اين كار سريعاً داخل دهان را با آب سرد و بيكربنات سديم شستشو مي دهيم و مريض را به پزشك ارجاع مي دهيم.

حيوانات ديگري كه نيش آنها موجب آزار مي گردد مارها، عقربها و عنكبوتها هستند. در برخورد با گزيدگي اين نوع حيوانات اقداماتي كه مي توانيم انجام دهيم عبارتند از:

۱- دعوت مصدوم به آرامش و عدم حركت در صورت گزيدگي مار. زيرا حركت باعث تسريع جريان خون و پخش سم در بدن مي شود.

۲- عضو گزيده شده اگر دست يا پا است، پائين تر از قلب قرار مي دهيم.

۳- به هيچ وجه از خورندگي يا مكش محل گزيدگي استفاده نمي كنيم.

٤- اگر گزيدگي توسط عقرب يا عنكبوت ايجاد شده، مي توانيم با يك كيسه آب يخ منطقه گزيدگي را خنك كنيم. اين امر باعث مي شود جريان خون كند شده و جريان سم در بدن كم شود.

مار گزيدگي بيشتر در دست و پا اتفاق مي افتد. در مناطقي كه مارهاي سمي وجود دارد بايد براي حفظ امنيت بيشتر از راه رفتن در تاريكي بر روي الوارها و يا فرو بردن دست در سوراخهاي زنبور خودداري كرد. در هنگام رفتن به كوه و يا جنگل، پوشيدن پوتين، چكمه و يا كفشهاي ساقه بلند مي تواند ما را از گزش مارها و ديگر حيوانات گزنده محفوظ بدارد.

علامت سمي بودن يا نبودن مار را از روي محل گزيدگي مي توان دريافت. محل گزيدگي مارهاي سمي بصورت دو سوراخ بزرگ و يا دو سوراخ بزرگ با دو رديف سوراخ كوچكتر است. اما محل گزش مار غير سمي بكلي متفاوت است. محل گزش بصورت دو رديف سوراخهاي ريز ديده مي شود.محل گزش مار معمولاً ابتدا ورم مي كند، بعد سرخ رنگ مي شود و سپس كبود مي شود. هدفهاي اصلي در كمك به افرادي كه دچار گزيدگي مار شده اند عبارتند از:

۱- جلوگيري از گسترش و انتشار سم در بدن ( بستن شريان بند در بالاي محل گزيدگي و باز كردن آن هر ۱٠ دقيقه يكبار)

۲- انتقال سريع مصدوم به مراكز درماني

شناخت نوع مار براي شناخت آنتي سرمي كه بايد به كار برود بسيار مهم است.

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:52 | لینک  | 

گرمازدگي

  مكانيسمهاي دفاعي بدن براي مبارزه با گرماي بيش از حد عبارتند از: انبساط ميرگهاي سطحي پوست به حالت عرق كه اين انبساط زمانيكه بدن فعاليت زيادي دارد براي خروج حرارت از بدن اتفاق مي افتد. غدد عرق شروع به فعاليت مي كنند تا از طريق تعريق كردن حرارت اضافي بدن را خارج كنند. تنفس تند مي شود تا از اين طريق افزايش تبخير آب حرارت بدن خارج شود.

 در خيلي از موارد افرادي كه عادت به آب و هواي گرم ندارند و در اين آب و هوا فعاليت بدني زيادي انجام   مي دهند نمي توانند بدنشان را با اين مكانيسمهاي دفاعي تطبيق دهند و اين مكانيسمها براي آنها كفايت نمي كند در نتيجه دچار حالتي به نام فرسودگي از گرما مي شوند كه در اين حالت بيمار احساس ضعف، سرگيجه، تهوع و سر درد دارد. بيقرار است و به خاطر از دست دادن نمك زياد و عدم جبران اين كمبود احساس گرفتگي عضلاني در شكم و پشت خود مي كند. پوست بدن مرطوب و رنگ پريده مي شود و حرارت بدن ممكن است پائين تر از حد طبيعي يا در حد طبيعي باشد و در اين حالت با كوچكترين فعاليتي ممكن است فرد ضعف كرده و ازحال برود. 

نشانه هاي آفتاب زدگي

نشانه هاي آفتاب زدگي عبارتند از:

۱- تب

۲- تند شدن تنفس

۳- سر درد

٤- سرگيجه

٥- طپش قلب

۶- برافروخته شدن

مهمترين كمك ما به كسي كه آفتاب زده شده، خنك نگه داشتن تدريجي بدن اوست. همچنين ممكن است بر اثر پائين آمدن فشار خون، سرگيجه و يا اختلالاتي در بينايي ايجاد شود و يا بدن بيمار دچار تشنج گردد.  

زمانيكه فرد گرمازده را مي خوابانيم بهتر است سعي كنيم او را به پشت خوابانده و سر و شانه هايش را بالاتر از پاها قرار دهيم. 

فرد آفتاب زده را بايد به سايه ببريم و لباسهايش را به تدريج كم كنيم و اگر هنوز به هوش است كمي آبميوه و يا قند و نمك به او بخورانيم ولي اگر هنوز به هوش نيامده بهتر است چيزي به او نخورانيم. 

در اين موارد ماساژ بدني مي تواند كمك مؤثري به افراد آفتاب زده بنمايد.

معمولاً احساس گرفتگي عضلاني در شكم يا پشت پا و يا حتي بافتهاي عضلاني وجود دارد كه اين به خاطر كمبود نمك است و بايد نصف قاشق چايخوري نمك را در آب بريزيم و به فرد بيمار بدهيم تا بخورد و اين حالت بعد از مدتي برطرف مي شود. 

در بيشتر موارد اگر بدن فرد گرمازده با آب خنك گردد به تدريج سلامتي خود را باز مي يابد اما اگر حالت تهوع ادامه يافت بايد هر چه زودتر بيمار را به مراكز درماني برسانيم. 

براي پيشگيري از آفتاب زدگي:

١- عدم فعاليتهاي سخت در زير آفتاب

۲- استفاده از كرم مرطوب كننده در كوهستان يا ساحل دريا

۳- استفاده از كلاه لبه دار و عينك آفتابي

سرمازدگي – يخ زدگي

 سرمازدگي در اثر تماس طولاني با دماي بسيار بالا براي فرد اتفاق مي افتد. حداكثر كارايي بدن در دماي ۳٧ و ۳٨ درجه سانتيگراد مي باشد و بدن براي حفظ حرارتش در اين محدوده مكانيسمهاي دفاعي دارد كه عبارتند از: انقباض مويرگي، لرزش عضلاني و غدد عرق. 

هنگاميكه فرد در سرماي طولاني مدت قرار مي گيرد مويرگهاي سطحي بدن منقبض مي شوند تا از اتلاف حرارتي جلوگيري به عمل آيد. همچنين عضلات شروع به لرزيدن مي كنند تا حرارت توليد شود، تنفس كند    مي شود تا تبخير كمتر انجام گيرد. همچنين غدد عرق فعاليتشان كاهش پيدا مي كند. 

اگر فرد براي مدت طولاني در معرض سرما قرار بگيرد اين مكانيسمها پاسخگوي حفظ حرارت نخواهد بود و فرد دچار سرمازدگي خواهد شد. 

كلاً وقتي دماي بدن فرد پائين تر از ۳٥ درجه سانتيگراد قرار بگيرد دچار سرمازدگي مي شود. علائمي كه در اين حالت فرد احساس مي كند بدين صورت است كه ابتدا دچار احساس سرماي بسيار شديد و عاجز كننده اي  مي شود. بدن شروع به لرزيدن مي كند تا حرارت را بالا ببرد بعد از مدتي كه حرارت بر نگردد انقباض عضلاني كاهش پيدا مي كند و فرد احساس كرختي و بي حسي مي كند. ممكن است اختلال هوشياري اتفاق بيفتد و حركات عضلاني مختل شود و عدم تعادل در فرد ايجاد شود. ضربان قلب و تنفس فرد نيز افت مي كند. 

البته بايد توجه داشته باشيم كه در يك فرد سرمازده حتي اگر ضربان قلب و تنفس كاملاً قطع شده باشند فرد مرده به حساب نمي آيد و اگر عمليات احياء به خوبي صورت گيرد فرد دوباره به تنفس عادي بر مي گردد.

اقداماتي كه در مواجهه با فرد سرمازده انجام ميدهيم عبارت است از:

١- بيمار را از محل سرد به يك محل گرم انتقال مي دهيم. 

۲- اگر لباسهاي بيمار خيس است خارج كرده و با يك عايق حرارتي مثل پتو مي پوشانيم. 

۳- سر و گردن بايد كاملاً پوشانده شود ولي صورت بايد باز باشد تا اختلال تنفسي ايجاد نشود. 

٤- اگر فرد به هوش است مي توانيم از مايعات داغ و شيرين براي ايجاد حرارت در فرد استفاده كنيم. 

٥- نبايد به هيچ وجه از فرد بخواهيم براي ايجاد حرارت شروع به فعاليتهاي ورزشي كند.

۶- از ماساژ اندامها و اعضا بايد خودداري كنيم. 

٧- اگر ضربان تنفس و قلب افت پيدا كرد عمليات احياء را آغاز كنيم. 

٨- بيمار را به اورژانس انتقال مي دهيم. 

مشكل ديگري كه در ارتباط با سرما ممكن است اتفاق بيفتد يخزدگي است، يخ زدگي زماني اتفاق مي افتد كه يك عضو بصورت مرده  براي مدت طولاني در سرما قرار بگيرد. 

معمولاً اعضايي كه دچار يخ زدگي مي شوند، اعضاي انتهايي بدن هستند مثل گوشها، بيني، چانه، دستها و پاها. اين اندامها وقتي در معرض سرماي زياد قرار مي گيرند در ابتدا دچار سوزش و درد مي شوند بعد از آن دچار كرختي و بي حسي مي شوند. رنگ آنها ابتدا سفيد مي شود و چون جريان خون در اين اندامها مختل مي شود رگه هايي آبي در آنها ايجاد مي گردد. 

اگر سرمازدگي در اندامها طولاني شود ممكن است عضو مبتلا به قانقاريا شود و بعدها منجر به قطع شدن عضو گردد.

اقداماتي كه براي يخ زدگي انجام مي دهيم به اين ترتيب است:

١- فرد را به يك محل گرم منتقل مي كنيم. 

۲- هر نوع پوششي را از روي عضو يخ زده بر مي داريم.

۳- ساعت، انگشتر و هر چيزي كه ممكن است ايجاد فشار كند را خارج مي كنيم.

٤- از طريق تماس پوست با پوست عضو را گرم مي كنيم. بدين ترتيب كه اگر دستهاي فرد يخ زده هستند آنها را زير بغل فرد بيمار مي گذاريم. اگر پاها يخ زده هستند زير بغل خودمان مي گيريم. اگر صورت يخ زده است آن را با دستها مي پوشانيم تا گرم شود و حرارت را كمي بالا مي بريم. 

٥- عضو را درون يك ظرف آب گرم مي گذاريم. حرارت آب بايد به صورتي باشد كه اگر آرنج را داخل آن كرديم داراي حرارت قابل تحملي باشد. 

۶- به هيچ وجه عضو را ماساژ نمي دهيم. 

٧- براي گرم كردن از حرارت خشك مثل بخاري يا تابش خورشيد استفاده نمي كنيم. 

٨- اگر عضو تغيير رنگ پيدا نكرد بيمار را به پزشك ارجاع مي دهيم.

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:52 | لینک  | 

غرق شدگي

 معمولاً به ما سفارش مي كنند كه به تنهايي شنا نكنيم. مخصوصاً زمانيكه مهارت كافي نداريم و مسئول نجات غريق هم در محل حضور ندارد. همينطور سفارش شده است كه قبل از رفتن به استخر يا دريا دوش بگيريم تا بدنمان يكباره دچار گرفتگي عضلات نشود. 

خفگي شخص بعد از غوطه ور شدن درآب كه منجر به كاهش سطح هوشياري مي شود را غرق شدگي مي نامند. غرق شدگي بيشتر در كودكان و نوجوانان و كسانيكه آشنايي با فن شنا ندارند اتفاق مي افتد. در اين موارد وقتي كه فرد براي تنفس به سطح آب مي آيد ممكن است مقداري آب وارد مجراي تنفسي اش بشود. ورود آب به مجاري تنفسي باعث گرفتگي عضلات حنجره مي شود همين مسئله باعث مي شود كه نه تنها آب، بلكه هوا هم نتواند وارد مجاري تنفسي شود و اكسيژن خون كاهش پيدا كرده و شخص بيهوش شود.  

وقتيكه شخص در آب بيهوش است تا زمانيكه سرش در آب قرار دارد عضلات حنجره شل شده و مقادير بيشتري آب وارد ريه ها خواهد شد و بدين ترتيب خفگي پيش خواهد آمد.

در موارد خفگي يكي از آسيبهاي وارده اين است كه اكسيژن خون كاهش پيدا مي كند، بنابراين اكسيژن كافي به مغز نمي رسد و همين امر، به بافت مغز آسيب وارد مي كند.

همچنين اگر فرد نجات پيدا كند و موفق به تنفس شود بدليل وجود آب درون ريه ها، بافتهاي ريه آسيب خواهند ديد و مقداري هم آب وارد خون شده و به گلبولهاي قرمز خون آسيب مي رساند. 

اگر شخص در آب سرد غرق شود امكان زنده ماندنش بيشتر است زيرا ميزان متابوليسم بدن كاهش پيدا مي كند و به همين دليل مدت بيشتري امكان زنده ماندن فرد وجود دارد.

كمكهاي اوليه كه در اين رابطه مي توان انجام داد:

- اگر شخص هنوز هوشيار و در حال دست و پا زدن است و تنفس دارد چيزي را كه مي تواند در سطح آب شناور باشد مثل چوب، طناب و يا ميله اي بلند، به سمت فرد در حال غرق شدن مي گيريم و او را نجات مي دهيم.

- اگر شخص دچار كاهش سطح هوشياري شده باشد و بيهوش باشد بايد با شنا شخص غرق شده را به ساحل بكشانيم. بالافاصله بعد از رسيدن به محيط خارج از آب، اقدامات احياء انجام گيرد.

قبل از هر كاري بايد دهان مصدوم باز شود و هر چه كه در دهانش است خارج شود. بايد شخص را به پهلو خواباند و چند بار فشار بر روي سينه و شكم وارد كنيم تا آبي را كه وارد ريه ها يا معده شده خارج شود. 

وقتيكه آب خارج شد تنفس دهان به دهان را آغاز مي كنيم و اگر نبض وجود نداشت و مصدوم دچار ايست قلبي شده بود حتماً بايد ماساژ قلبي انجام شود.

در هر نوع غرق شدگي مصدوم بايد فوراً به بيمارستان منتقل شود و تحت نظر گرفته شود.

پس به خاطر داشته باشيم:

۱- تميز كردن دهان

۲- به بالا و عقب كشيدن سر

۳- دميدن به داخل دهان

٤- تنفس مصنوعي ١۶ تا ۲٠ بار در دقيقه تا رسيدن به بيمارستان

 

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:51 | لینک  | 

خونريزي 

 

 خونريزي يكي از مهمترين مسائل در ايجاد  مرگ و مير است و كنترل خونريزي مي تواند نقش مهمي در جلوگيري از مرگ و مير مصدوم داشته باشد. 

در افراد عادي اگر ٥٠٠ سي سي تا نيم ليتر خون از دست بدهند ممكن است تغيير محسوسي در عملكرد بدن ايجاد نشود ولي اگر اين خونريزي به ٥/١ ليتر برسد و نزديك به ⅓ حجم خون را در برگيرد، اين يك شرايط بحراني را ايجاد مي كند و نياز به اقداماتي دارد و سريعاً بايد جلو هدر رفتن خون را گرفت. 

در مواقع مواجه شدن با فردي كه دچار خونريزي است يكسري علائم و نشانه هايي وجود دارد كه به ما كمك  مي كند تا متوجه شويم كه شرايط خونريزي فرد در چه وضعيتي است و بتوانيم ميزان خونريزي فرد را ارزيابي كنيم و كثرت اين خونريزي را مشخص كنيم. 

اولين مسئله اين است كه صورت و لبها ممكن است رنگ پريده شوند. معمولاً وقتي به پوست اين افراد دست بزنيم سرد و مرطوب است و دليل آن هم اين است كه عروقي كه خون رساني را به پوست انجام مي دهند در مواقع حياتي بدن يك واكنشي دارند كه سعي مي كنند خوني را كه جريان پيدا مي كند، به اندام حياتي سوق دهند. بنابراين خون كمتري به سطح پوست مي آيد و ما با يك پوست سرد و مرطوب مواجه مي شويم. 

معمولاً نبض اين افراد تند، ولي ضعيف است و اين به خاطر اين است كه جريان خون در بدن فرد كاهش پيدا كرده است.

علامت بعدي اين است كه زماني كه خون رساني به مغز كاهش پيدا مي كند، يكسري علائم مغزي قابل رؤيت است. اين علائم مي تواند بصورت اختلال حواس، سرگيجه، اختلال در ديد و ضعف است. 

در عين حال كه اين علائم ديده مي شود ممكن است فرد مصدوم را دچار اضطراب كند. همچنين مصدوم ممكن است احساس تشنگي و عطش كند كه مي تواند اين عطش هم به آب باشد و هم به هوا. 

معمولاً تنفس فرد تند مي شود چون وقتي حجم خون كاهش پيدا كرد، اكسيژن خون كم مي شود و فرد سعي مي كند با تنفس بيشتر اين كمبود اكسيژن را جبران كند. 

اقدام اوليه در مواجهه با فردي كه دچار خونريزي شده و اين علائم در او ظاهر گشته، اين است كه جريان خون را به طرف عضوي كه در حال خونريزي است، كاهش دهيم.

كه اين كار را با دو روش مي توانيم انجام دهيم:

- با ايجاد فشار

- قرار دادن عضو آسيب ديده بالاتر از سطح بدن.

فشار مي تواند به صورت مستقيم يا غير مستقيم باشد. فشار مستقيم به اين صورت است كه با يك پارچه تميز و هر چه كه در دسترس است، فشار مستقيم به محل خونريزي بياوريم. زماني كه فشار مستقيم به محل خونريزي وارد مي كنيم، معمولاً رگ پاره شده مسدود مي شود و جريان خون به آن ناحيه كاهش پيدا مي كند و خون در آن ناحيه منعقد مي شود.

بايد بر روي سطح خونريزي پارچه گذاشت و در صورت ادامه يافتن خونريزي نيازي به برداشتن آن نيست، بلكه بايد بر روي آن دوباره پارچه بگذاريم و با باند ببنديم و قبل از رسيدن بيمار به پزشك، نبايد باند برداشته شود. 

فشار مستقيم مي تواند بين ۱٥-٥ دقيقه ادامه داشته باشد. در زخم هايي كه بطور معمول ايجاد مي شود اين فشار مي تواند خونريزي را قطع كند.

اگر با فشار مستقيم خونريزي قطع نشد، اقدام به فشار غير مستقيم مي كنيم و بر روي عروقي كه در حال خونريزي هستند و بيشتر هم در خونريزيهاي شرياني و يا خونريزيهايي كه سرخرگ دچار پارگي شده است، فشار وارد مي كنيم. ولي بايد توجه كرد فشار به شريان اصلي، چون خون رساني را به كل عضو قطع مي كند نبايد زياد ادامه يابد. بلكه بايد متناوباً اين فشار اعمال شود تا خونريزي قطع شود.

آخرين كمكي كه هر فرد مي تواند به فرد مصدوم بكند استفاده از شريان بند است. شريان بند نواري پهن است كه به فاصله ٤ انگشت بالاي زخم بسته مي شود و با يك چوب پيچيده مي گردد تا شل و سفت كردن آن آسان باشد و رگ اصلي را كه دچار خونريزي شده مسدود كند.

چون استفاده از شريان بند ممكن است خطراتي را هم براي مجروح به همراه داشته باشد توجه به چند نكته بسيار مهم و اساسي است:

١- نوار شريان بند نبايد نازك و برنده باشد. بلكه بايد پهن و نرم باشد مثل جوراب بلند. 

۲- محل بستن شريان بند بهتر است زير بغل يا كشاله ران و از روي لباس باشد.

۳- زير محل بستن شريان بند با دستمال پوشيده شود تا به پوست آسيب نرسد. 

٤- تا زمانيكه مجروح به پزشك يا مراكز درماني انتقال مي يابد، بايد شريان بند هر ۱٠ دقيقه يكبار رها شود تا خون در عضو مجروح جريان يابد و همواره نبض در زير آن احساس گردد. 

٥- بهتر است ساعت بستن شريان بند را روي باند يادداشت كنيم. اگر توقف جريان خون بيش از ۱٥دقيقه ادامه داشته باشد، به اعصاب و شريانهاي درد آسيب وارد شده و بافتها در اثر نرسيدن اكسيژن آسيب مي بينند. پس رها كردن شريان بند هر ١٠ دقيقه، به بافتها اجازه مي دهد كه از اكسيژن و مواد غذايي موجود در خون استفاده كنند و آسيب نبينند.

۶- بايد نوار شريان بند را به آساني باز كرد. ممكن است باز كردن سريع شريان بند باعث درد مجروح شود.

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:49 | لینک  | 

بم12
نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:46 | لینک  | 

بم11
نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:42 | لینک  | 

عراق1

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:37 | لینک  | 

 

بلع جسم خارجي

 

 گاهي كودكان اشيايي را در دهانشان مي گذارند و بطور ناگهاني آن را قورت مي دهند. اين اشيا بطور ناگهاني وارد مري مي شود. مري قسمتي از دستگاه گوارش است كه بين دهان و معده قرار گرفته است و با ورود اين اشياء به داخل مري و گير افتادن آنها، يكسري علائم دائمي ايجاد مي شود كه ممكن است فرد دچار نفس تنگي شده، به سرفه بيفتد، آب ريزش شديد از دهان شروع شود، نتواند چيزي را قورت دهد و درد در ناحيه سينه ايجاد شود و حالت شبيه به خفگي در كودك به وجود آيد.

 اين علائم نشان مي دهد كه جسم در داخل مري گير كرده و راه هوايي فرد بسته شده است و در منزل اقدام خاصي براي كودك و فرد مصدوم نمي توان انجام داد و بايد سريعاً به بيمارستان رسانده شوند تا آندوسكوپي انجام شود و آن جسم خارج شود.

 براي كمك به چنين افرادي اگر جثه فرد بزرگتر از ماست و يا بيهوش شده است بايد او را سريعاً به پشت بخوابانيم و كف دست را در بين ناف و دنده ها قرار دهيم و به سمت بالا فشار وارد كنيم. اين حركت را بايد چند بار تكرار كرد.

 اگر در منزل تنها هستيم از لبه پشتي صندلي هم مي توانيم براي بيرون راندن جسم خارجي استفاده كنيم. بعد از خارج شدن جسم خارجي به مصدوم اجازه مي دهيم كه به خوبي استراحت كرده و از فعاليت و رفت و آمد بپرهيزد.

 در مراحل بعدي بلع جسم خارجي، رفتن آن به درون معده و روده است. در ورود جسم خارجي به معده ي فرد علائم خاصي ديده نمي شود. فقط در صورتيكه جسم نوك تيز باشد بايد توسط آندوسكوپي خارج شود مثل سوزن، سنجاق قفلي و باتري ساعت كه داخل روده ها باز شده و ايجاد مواد شيميايي مي كند و اغشا را از بين مي برد. ولي اگر جسمي حجمش كم و قطرش كوچك باشد مثل سكه بوسيله دستگاه گوارش دفع مي شود. 

٨٠٪ موارد بلع خارجي توسط دستگاه گوارش دفع مي شود. ۲٠-۱٠ درصد موارد نياز به آندوسكوپي و ۱٪ نياز به عمل جراحي دارد. 

در موارد بلع اجسام خارجي كه نوك تيز و برنده نيستند جسم خارجي بايد ۳-٤ روز بعد از بلع  توسط مدفوع دفع گردد ولي اگر علائمي مثل تب ، درد شكم، استفراغ، مدفوع خوني، مدفوع تيره رنگ ظاهر شد بايد سريعاً فرد را به بيمارستان منتقل كرد.  

كلاً اشيايي كه قطر آنها از ۲ سانتي متر و طول آنها از ٥ سانتي متر كوچكتر باشد، توسط دستگاه گوارش قابل دفع شدن است.

 در صورت ديگر ممكن است جسم خارجي داخل دهان به درون دستگاه گوارش و ناي وارد شود كه باعث خفگي يا آسپيداسيوم مي شود. در اين موارد كه حالت خفگي به فرد دست ميدهد خبر كردن اورژانس ضروري است زيرا ممكن است منجر به انسداد كامل يا ناقص دستگاه تنفسي شود.

اگر انسداد ناقص باشد فرد با سرفه هاي مكرر و پي در پي، حالتهاي تنگي نفس، خفگي و سياه و سرخ شدن صورت و لبها مواجه مي شود.

 اقداماتي كه در اين موارد مي توان انجام داد:

۱- بايد دهان فرد را باز كرد و مشاهده كنيم كه جسم قابل ديدن است يا خير. اگر قابل ديدن است جسم را به آهستگي خارج مي كنيم.

۲- فرد را بايد تشويق به سرفه كرد. ممكن است با سرفه جسم خارج شود. 

۳- چند ضربه به پشت فرد مي زنيم. 

٤- در پشت فرد قرار مي گيريم و دو دست خود را زير قفسه سينه فرد قفل كرده، ۱٠ ضربه وارد مي كنيم.

اگر در حين انجام اين اقدامات فرد دچار انسداد كامل شده و بيهوش گرديد بايد فرد را:

۱- روي زمين بخوابانيم.

۲- دهان فرد را باز كنيم و مشاهده كنيم كه جسم قابل ديدن هست يا خير. 

۳- فرد را به پهلو مي خوابانيم و ٥ ضربه محك به كتف فرد وارد مي كنيم تا جسم خارج شود. 

٤- فرد را به پشت مي خوابانيم. با يك دست به قسمت زير قفسه سينه و بالاي شكم، ٥ ضربه خفيف وارد مي كنيم تا جسم خارج شود. 

٥- بايد تنفس مصنوعي به فرد داده شود و اقدامات دوباره تكرار شود.

نكاتي كه بايد بدانها توجه كرد:

۱- بايد سر مصدوم حتي الامكان پائين قرار داشته باشد.

۲- دستها از پشت به دور شكم حلقه شود.

۳- با يك حركت شديد و ناگهاني به شكم، هواي درون ريه ها بيرون فرستاده شود.

٤- تنفس دهان به دهان و رساندن هر چه سريعتر مصدوم به بيمارستان

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:34 | لینک  | 

سوختگي ها و مسموميت

 بخش اول

سوختگي هاي حرارتي

 پيشگيري از بسياري از سوختگيها آسان است مثلاً اجازه ندهيم بچه هاي كوچك با آتش بازي كنند و يا كبريت يا چراغ را از دسترس بچه ها دور نگه داريم و يا حتي دسته ماهيتابه را به گونه اي روي گاز قرار دهيم كه با برخورد اشخاص واژگون نشود و يا اجازه ندهيم كودكان در آشپزخانه بازي كنند.

سوختگيهاي جزئي تاول ايجاد نمي كنند.  

براي تسكين درد و كاهش آسيب، قسمت سوخته شده ي بدن را فوراً در آب سرد قرار دهيد. استفاده از وازلين، پماد يا روغن اصلاً توجيه نمي شود و آب سرد كاملاً كافي است. 

سعي كنيد از دستگيره هاي بند دار استفاده نكنيد و خلاصه اينكه مسائل ايمني را براي جلوگيري از سوختگي در نظر داشته باشيد. اگر در محل سوختگي تاول ايجاد شده، تاول را دستكاري نكنيد. بهتر است محل سوختگي را با آب كاملاً شسته و با گاز استريل محل سوختگي را پوشيده نگه داريد. 

سوختگيها ممكن است بر اثر حرارت، الكتريسيته و مواد شيميايي ايجاد شوند. در زمان ايجاد سوختگي چون سطح دفاعي بدن آسيب مي بيند و سيستم ايمني بدن تضعيف مي شود احتمال عفونت بالاست. در سوختگيهايي كه بيشتر از ٥/۲ سانتي متر بدن را فرا مي گيرند و يا بر اثر الكتريسيته ايجاد شده اند و يا ۹٪ كل بدن را در بر   مي گيردند نياز به مراقبتهاي پزشكي دارند. 

سوختگيها بر اثر عمق سه دسته هستند:

- سوختگيهاي سطحي

- سوختگيهاي متوسط

- سوختگيهاي عميق

در سوختگيهاي سطحي فقط لايه هاي سطحي پوست آسيب مي بينند و علائم آن اين است كه بيمار درد شديد دارد، تورم و قرمزي در ناحيه سوختگي ديده مي شود. اگر اين سوختگي ها به خوبي مراقبت شوند چند روزه بهبود يافته و هيچ آثاري هم از خود به جا نمي گذارند.

سوختگيهاي متوسط لايه هاي عميق تري از پوست را درگير مي كنند و همراه تاول هستند و از آنجائيكه احتمال عفونت در اين نوع سوختگي بيشتر است مراقبتهاي پزشكي بايد با دقت بيشتري صورت گيرد.

سوختگيهاي عمقي سطح زيادي از پوست را از لحاظ عمقي درگير مي كنند. در اين سوختگي ها معمولاً سطح پوست سفيد رنگ مي شود و به خاطر آسيب جدي عصبها كه در اعماق پوست واقع شده اند، اين سوختگيها معمولاً درد ندارند و ناحيه سوخته بي حس است. اين نوع از سوختگيها احتياج فوري به مراقبتهاي پزشكي دارد. 

اقداماتي كه در زمان ايجاد سوختگي مي توانيم انجام دهيم:

در سوختگيهاي سطحي سطح را با آب سرد به مدت ۱٠ دقيقه بشوئيم تا درد و التهاب كاهش پيدا كند و اگر آب سرد در دسترس نبود از هر مايع خنك ديگري مثل شير نيز مي توانيم استفاده كنيم.

بعد از آن بايد وسايلي مانند ساعت، انگشتر، كمربند و هر چيزي كه به سطح سوخته فشار مي آورد را خارج كنيم چون بعد از مدتي ناحيه سوخته ورم مي كند و خارج كردن اين اشياء مشكل مي شود.

به هيچ وجه نبايد سطح سوخته را دستكاري و يا از پمادي براي سطح سوخته استفاده كنيم.

بعد از شستشوي ناحيه سوخته آن را با يك پارچه تميز و استريل پانسمان مي كنيم و اگر احتمال عفونت در روزهاي بعدي زياد بود آن را به پزشك ارجاع مي دهيم. 

در مورد سوختگيهاي شديد ممكن است فرد در حال شعله ور شدن آتش دچار سوختگي شده باشد يعني آتش تمام لباس و اعضاي فرد را در بر گرفته باشد. براي اينكار بايد مصدوم را آرام كرده و از او بخواهيم بي حركت بماند زيرا تماسش با هوا باعث شعله ورتر شدن مصدوم مي شود. 

مصدوم را با پتو يا پرده مي پوشانيم و آتش را خاموش مي كنيم. سپس عضو سوخته را با آب خنك شستشو مي دهيم تا كاملاً التهاب و سوزش آن بيفتد و اقدامات اوليه ذكر شده را انجام مي دهيم.

در هنگام كمك به افرادي كه دچار سوختگي شده اند اين موارد را به خاطر بسپاريد:

۱- استفاده از آب سرد به مدت ۳٠ دقيقه

۲- ضد عفوني نگهداشتن محل سوختگي

 

سوختگي شيميايي

 مواد شيميايي وجود دارند كه براي پوست سوزش آور هستند و باعث سوختگي در سطح پوست بخصوص در چشمها مي شوند. البته مواد غليايي و شيميايي بسيار قوي، بيشتر در موارد صنعتي استفاده مي شوند ولي ممكن است بسياري  از مواد شيميايي كه ما در طول روز با آنها سر و كار داريم سوزاننده باشند. مثل رنگ برها، مواد پاك كننده و صابون.

مواد شيميايي كه باعث سوختگي در سطح پوست مي شوند مي توانند علائمي را ايجاد كنند مثل تورم، قرمزي، سوزش و ايجاد تاول در سطح پوست.

اگر به چنين موردي از سوختگي در منزل برخورد كرديم بايد بلافاصله عضو سوخته را زير آب سرد بگيريم و بايد مطمئن شويم كه جريان آب، ماده شيميايي را بطور كامل از سطح پوست پاك مي كند چون در غير اينصورت آب مي تواند باعث پخش مواد شيميايي در سطح پوست شده و سوختگي را گسترش دهد. 

بعد از اين اقدام يك پانسمان با پارچه استريل يا بدون پرز انجام مي دهيم. سطح سوخته را نبايد دستكاري كرده و يا از پماد، لوسيون و يا هر ماده ديگري براي سطح سوخته استفاده كنيم.

اگر سوختگي وسيع و يا احتمال عفونت زياد است مصدوم را به يك مركز درماني ارجاع مي دهيم.

ممكن است مواد شيميايي جامد يا مايع وارد چشم شده و باعث آسيب جدي به چشمها شوند. چشمي كه با مواد شيميايي تماس پيدا كرده معمولاً بسيار قرمز، ملتهب و دردناك است و اشك ريزي بسيار زيادي دارد و ممكن است چشم مانند زمان پس از مواجهه با نور خود به خود بسته شود.

اولين اقدام در مواجهه با چنين مصدومي اين است كه بالافاصله سر مصدوم را بصورت كج زير شير آب بگيريم و آب سرد را وارد چشم مصدوم كنيم، بطوريكه از يك گوشه وارد و از گوشه ديگر خارج شود و تمام سطح چشم را شستشو دهد ولي اگر اين امكان وجود ندارد با يك شيشه آب تميز سطح چشمها را بشوئيم . بعد از آن از بيمار خواهش كنيم كه به هيچ وجه چشمها را نمالد زيرا ماليدن، باعث مي شود ماده شيميايي در سطح چشم پخش شده و آسيب چشم بيشتر شود.

بعد از شستشو يك باند استريل چشم، روي چشم بيمار قرار مي دهيم و بيمار را سريعاً به يك مركز فوريتهاي پزشكي ارجاع مي دهيم.

  

بخش دوم

مسموميت

 هر ساله ميليونها نفر در سراسر جهان دچار مسموميت مي شومند. سم به موادي گفته مي شود كه با ورود آن به بدن فرد، سلامت او را به خطر مي اندازد. در هنگام كمك به افراد مسموم توجه فوري و سرعت عمل بسيار مهم است. زيرا با هر لحظه ترديد ميزان بيشتري سم وارد خون فرد شده و خطر مرگ را افزايش مي دهد.

هميشه بايد به خاطر داشت كه سم آفات نباتي، داروها و نفت را در جاي مشخصي دور از دسترس افراد نگه داشت.

اصولاً مواد غذايي اگر به صورت غير بهداشتي و ناصحيح نگه داري شوند، مي توانند منبع بسيار خوبي براي رشد ميكروبها و باكتريهاي آسيب رسان باشند.

از جمله ميكروبهايي كه مي توانند داخل مواد غذايي رشد كنند، استاكلوف كلئوس يا استاكلوف طلايي است كه  در داخل مواد غذايي سم ايجاد مي كند و اين سم مي تواند باعث مسموميت براي فردي شود كه اين غذا را مصرف كرده است. 

يكي ديگر از اين ميكروبها كه مي توانند در مواد غذايي رشد كنند و آسيب رسان باشند سالموتلا است. 

علائم مسموميت با استاكلوف كلئوس بسيار سريع ظاهر مي شود. حدوداً ۶- ۲ ساعت بعد از مصرف مواد غذايي مسموم، فرد دچار تهوع، دل درد، استفراغ و حتي اسهال مي شود. در مواردي كه ميزان سمّ خورده شده زياد باشد ممكن است علائم شوك در فرد مسموم ايجاد شود. اين علائم بصورت اختلال هوشياري، افزايش ضربان نبض و كاهش فشار خون است.

معمولاً مدت زمان بروزعلائم مسموميت با ميكروب سالموتلا طولاني تر است و ظرف ۲-۱ روز بعد از مصرف ماده غذايي ممكن است ظاهر شود. علائم ممكن است بصورت ايجاد تب، تهوع، دل درد، اسهال و خيلي به ندرت علائم شوك باشد.

در برخورد با افرادي كه با مواد غذايي مسموم شده اند ما اقدامات زيادي نمي توانيم انجام دهيم جز اينكه آنها را وادار به استراحت كرده و از مايعات فراوان استفاده كنيم و اگر مسموميت خيلي شديد است آنها را سريعاً به بيمارستان برسانيم.

ميكروب ديگري وجود دارد كه در مواد غذايي رشد مي كند و مي توانند بسيار خطرناك باشد. اين سم بسيار كشنده است و معمولاً در غذاهاي كنسرو شده ايجاد مي شود و در اين نوع غذاها اين ميكروب به سرعت رشد مي كند و سم آزاد مي كند.

همچنين در بچه هاي زير يكسال خوردن عسل مي تواند اين بيماري را ايجاد كند. اين ميكروب در داخل عسل هم مي تواند رشد كند. علائم اين ميكروب بصورت فلج است زيرا روي سلسله اعصاب مركزي اثر مي گذارد و فرد را با خشكي دهان، يبوست، تهوع، اختلال در بلع مواجه مي كند و به تدريج كه فلج به طرف پايين مي رود اختلالات تنفسي هم ايجاد مي شود كه بسيار خطرناك است و منجر به خفگي مي شود.

ما اقدامات زيادي براي اين بيماران نمي توانيم انجام بدهيم. اين بيماران بايد سريعاً به بيمارستان انتقال داده شوند تا مراقبتهاي پزشكي براي آنها انجام گيرد و براي تشخيص حتماً بايد بقاياي غذاي خورده شده به آزمايشگاه انتقال داده شود.

براي شستشوي معده ي بيمار بهتر است از كمي آب ولرم با كمي پرمنگنات استفاده كنيم مثلاً در يك سطل ۲٠ ليتري آب ۲٠ گرم يا يك قاشق پرمنگنات كافي است. يعني يك در ۱٠٠٠. 

براي كمك به افراد مسموم با غذا توجه به اين نكات ضروريست:

- دانستن عامل مسموميت

- برگرداندن هر چه سريعتر غذاي مسموم

- گرم نگهداشتن بيمار

- رساندن بيمار به مراكز درماني

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:33 | لینک  | 

کلاه ايمني  و آسيبهاي سر و گردن

بنا بر قوانين راننگي استفاده از كلاههاي ايمني براي موتور سيكلت سوارها و دوچرخه سوارها ضروري است است. كلاه ايمني هم راننده را از ذرات منتشر شده در هوا محافظت مي كند و هم سر و صورت را از خطرهاي احتمالي مصون مي دارد. از اين گذشته استفاده از كلاه ايمني در هنگام رانندگي با موتور سيكلت و يا دوچرخه نشانه ي نظم و انضباط اجتماعي راننده مي باشد.

فكر مي كنيد چه نوع كلاهي مناسب است؟

يك نوع ازكلاهها، كلاهي است كه فقط قسمت سر و صورت را مي پوشانند و به كلاه هواپيمايي يا كلاه پليس معروفند. نحوه ي به سر گذاشتن اين كلاه مهم است و استفاده از عينك دودي هم ضروري به نظر مي رسد. 

نوع ديگر كلاههاي ايمني به كلاه تكميل معروف است. كلاههاي تكميل قسمت جلوي صورت و فك را نيز مي پوشاند. جنس اين كلاهها معمولاً سخت تر است و چون جلوي چشم با شيشه گرفته مي شود، استفاده از عينكهاي غير طبي ضرورت ندارد.

به هر حال موقع خريد كلاه ايمني چند نكته را به خاطر داشته باشيد.

١- كلاه گوشها را تحت فشار قرار ندهد و سر كاملاً راحت و آزاد باشد. هنگام تصادفات گاه ديده شده است كه كلاه به قدري تنگ بوده است كه بيرون كشيدن سر مصدوم از كلاه مشكل مي باشد. البته گشادي بيش از اندازه هم مورد نظر نيست.

۲-  در صورت استفاده از عينك، كلاه ايمني بايد به اندازه عينك جا داشته باشد. 

۳- لبه پشتي كلاه بايد كمي بالا باشد، بطوريكه وقتي سر را به عقب مي كشيم با مهره هاي گردن تماس پيدا نكند. در واقع پشت كلاه ايمني بايد به حدي جا داشته باشد كه فرد ديگري بتواند آن را به آساني و بدون گرداندن ستون فقرات از روي سر مصدوم بردارد.

بايد به خاطر داشت زماني كه مصدوم بيهوش شده است بايد از حركات اضافي گردن جلوگيري كرد.

 

صدمات سر

سر عضوي است كه امكان دارد در سوانح تحت آسيبهاي جدي قرار بگيرد. بنابراين لازم است فردي كه با يك مصدوم آسيب ديده از ناحيه سر، روبرو مي شود با نشانه ها و علائم ضربه به سر آشنا باشد.

اصولاً صدماتي كه به سر وارد مي شود ممكن است از يك بريدگي يا خراشيدگي ساده تا يك ضربه شديد كه منجر به شكستگي جمجمه شده است، باشد و يا صدمه وارده منجر به  خونريزي شود كه در هر يك مي تواند علائم مختلفي را ايجاد كند.

مغز به جهت اينكه يك عضو پيچيده اي است مي تواند به دليل صدماتي كه به سر وارد مي شود، علائم مختلفي را ايجاد كند. ازجمله استفراغ، حالت تهوع، آب آوردگي، فلج و بي حسي، كاهش سطح هوشياري و نهايتاً مي تواند منجر به مرگ هم بشود.

فرد بايد در مواجهه با كسي كه از ناحيه سر آسيب ديده است به يك سيري علائم توجه كند و با ديدن اين علائم قطعاً بايد مصدوم را به اولين مركز درماني برساند تا اقدامات لازم براي نجات فرد صورت گيرد.

علائم و نشانه هايي كه در تشخيص به فرد امدادگر كمك مي كند اين است كه مصدوم ممكن است دچار كاهش سطح هوشياري شود. تهوع و استفراغ هم از علائم شايع است كه بعد از ضربه به سر اتفاق مي افتد. تشنج هاي شديدي كه اين افراد بلافاصله و يا بعد از مدتي پيدا مي كنند از علائم آسيب ديدگي سر است. از علائم ديگر حالت خواب آلودگي و اختلال حافظه است و با توجه به شدت ضربه وارده ممكن است ترشحات و يا حتي آب شفاف از گوش و بيني فرد مصدوم خارج شود.

عدم تعادل در راه رفتن فرد مصدوم  نيز علامت مهمي است. همچنين تقليل تعداد ضربان قلب و تنفس مصدوم يك علامت هشدار دهنده است. فرد مصدوم ممكن است دچار سردردهاي شديد و يا يك سري مشكلات چشمي بشود. مهمترين علامتي كه مي توان در چشم بيمار مشاهده كرد، عدم تقارن مردمكهاست. يعني اندازه مردمكها متفاوت مي شود.

در ضربه به سر، يك سري اقدامات اوليه را بايد انجام دارد:

- اگر فرد نياز به احياء تنفسي دارد، اقدام به احياي تنفسي كنيم. حتماً بايد به راههاي هوايي توجه شود.

- بايد توجه كنيم كه آيا به مهره هاي گردني صدمه وارد شده است يا خير.

- اگر فرد دچار تشنج شده است حتماً سعي كنيم او را  روي زمين قرار دهيم و از سر و گردن مصدوم محافظت كنيم. ولي نبايد مانع حركت دست و پاي مصدوم كه شديداً در حال لرزش است، شويم. چرا كه اين كار مي تواند باعث شكستگي شود و يا اگر دندانهايش به جهت تشنج قفل شده است به هيچ وجه نبايد سعي كرد كه دهان مصدوم را به هر وسيله اي باز نگه داريم.

- فرد مصدوم را با توجه به شدت جراحات وارده به اولين مركز درماني برسانيم.

 

شكستگي فك و گونه

استفاده از كمربند ايمني به خصوص در مسافرتهاي خارج از شهر بسيار مهم و ضروري است. در بسياري از موارد ديده شده است كه ترمزهاي ناگهاني در تصادفات نه چندان مهم، باعث جلو رفتن سر و آسيب ديدن فك و صورت شده است.  

شكستن استخوانهاي صورت در بين موتور سيكلت سوارها بسيار رايج است ولي به ندرت ديده شده كه موتور سواراني كه از كلاه ايمني استفاده مي كنند دچار شكستگي فك و گونه شوند.  

موتور سيكلت سواران بايد توجه داشته باشند كه استفاده از كلاه ايمني بخاطر حفظ سلامتي خود آنان است. تحقيقات نشان داده است كه كلاه ايمني احتمال خطر ضربه مغزي و شكستگي فك و گونه را تا ٨٠٪ كاهش مي دهد. 

مؤثرترين كمكهاي اوليه به يك فرد مصدوم:

- مجروح را بي جهت حركت ندهيد.

- از باز بودن راههاي تنفسي و ضربان نبض فرد اطمينان پيدا كنيد.

- اگر علائم شكستگي در فك يا گونه مشاهده كرديد فوراً با يك تكه پارچه، استخوانهاي صورت را ثابت كنيد.

طرز صحيح بيرون كشيدن كلاه ايمني فرد مصدوم:

حركت بايد از عقب به بالا صورت بگيرد و در حين بيرون كشيدن كلاه ، بايد يك دست زير سر مصدوم قرار بگيرد.

آزمايشهاي علائم حياتي در هر شرايطي لازم است. 

نشانه هاي شكستگي فك و گونه:

١- فرد مصدوم قادر به صحبت كردن نيست.

۲- خونريزي از دهان يا گونه

۳- نامرتب شدن دندانها

٤- تورم فك 

نكته مهم اينكه در نگاه اول، آسيب ديدگي ناشي از ضربه وارده بر اثر حوادث به افراد، مخصوصاً كودكان ساده به نظر مي رسد.

 در حالتی كه بيهوشي براي فرد پيش مي آيد بايد با ديدن نشانه ها فوراً فرد را تحت مراقبتهاي پزشكي قرار داد. اين نشانه هاي مهم و حياتي عبارتند از:

١- خواب آلودگي و يا رفتار غير طبيعي

۲- بالا آوردن غذا

۳- سر درد

٤- اختلال ديد

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:31 | لینک  | 

شکستگیها

 

اكثر شكستگي ها بر اثر وارد آمدن يك ضربه شديد به استخوان بوجود مي آيد. در افراد مسن يك ضربه خفيف هم به خاطر شكنندگي استخوان مي تواند باعث شكستگي شود.

نكته مهم  در مورد فردي كه اقدام به امداد رساني مي كند اين است كه برخورد غلط با يك شكستگي مي تواند آسيب وارده را بيشتر كند. چه بسا اگر بي حركتي مناسب و انتقال فرد به صورت صحيح صورت نگيرد عضو شكسته مي تواند به بافتهاي مجاور هم آسيب برساند.

اصولاً شكستگي مي تواند به چند صورت ايجاد شود:

ممكن است شكستگي بر اثر يك ضربه مستقيم باشد. در خيلي از موارد افرادي كه تصادف مي كنند ممكن است اصابت مستقيم سپر ماشين به پاي فرد مصدوم منجر به ايجاد شكستگي در ناحيه پا شود كه اين اصولاً شكستگي ناشي از ضربه مستقيم است.

در مواردي ممكن است استخوان به صورت غير مستقيم دچار شكستگي شود. اين زماني است كه فرد با دستهاي باز بيفتد يا روي شانه سقوط كند. در چنين حالتي استخوان ترقوه كه در بالاي قفسه سينه قرار دارد دچار شكستگي مي شود. 

خود شكستگي ها به انواع مختلف تقسيم بندي مي شوند كه تقسيم بندي از اين جهت دارا اهمت است كه اقداماتي كه براي شكستگي لازم است انجام دهيم، متفاوت است.

شكستگي مي تواند از نوع بسته باشد، يعني شكستگي در يك عضو ايجاد شده ولي اين شكستگي با پوست در تماس نيست و جراحتي در سطح پوست ايجاد نكرده است.

زماني مي گوييم شكستگي، شكستگي باز است که استخوان شكسته شده به سطح پوست راه پيدا كند يا در سطح پوست جراحتي ايجاد شود. بنابراين مشكلي كه ما در شكستگيهاي باز داريم اين است كه علاوه بر اينكه ممكن است خونريزي اتفاق بيفتد، به دليل مجاورت عضو شكسته شده با هوا، بسيار مستعد عوامل عفوني است و احتمال  آلودگي عضو شكسته شده زياد است. بنابراين اقداماتي كه ما بايد انجام دهيم در جهت اين است كه علاوه بر اينكه جلوي خونريزي را مي گيريم، از آلودگي بيشتر عضو هم جلوگيري مي كنيم.

آخرين نكته اينكه ممكن است شكستگي بصورت مركب باشد يعني علاوه بر شكستگي، اعصاب هم قطع شده باشد و يا عروقي كه در مجاورت عضو شكسته قرار دارند آسيب ديده باشند.

 

نشانه هاي شكستگي

نشانه هاي شكستگي عبارتند از :

١- درد عضو شكسته شده

۲- تورم و يا تغيير شكل عضو

۳- عدم تحرك عضو

نكته اساسي در امداد رساني براي شكستگيها اين است كه واقعاً بايد تلاش كنيم عضو شكسته را بي حركت نگه داريم. چرا كه حركت دادن باعث آسيب بيشتري به بافتهاي مجاور مي شود. بنابراين عدم تحرك، علاوه بر اينكه درد بيمار را كاهش مي دهد و از ايجاد شوك جلوگيري مي كند، مي تواند از صدمه رسيدن به بافتهاي مجاور هم جلوگيري كند.

 

شكستگي قفسه سينه

قفسه سينه جعبه ترد و شكننده اي است كه از ريه ها، قلب و عروق و قسمتهاي سينه ي انسان نگهداري مي كند. استخوانهاي دنده، قلاف قفسه سينه را تشكيل مي دهند. استخوان وسط كه دنده ها را بهم متصل كرده جناق سينه است.دنده ها جناق را به مهره هاي پشت متصل مي كنند.

در بدن هر انسان ١۲ جفت دنده وجود دارد كه با باز و بسته شدن آنها در موقع تنفس، فضاي بازتر و يا بسته تر در اختيار ريه ها قرار مي گيرد. 

نشانه هاي شكستگي قفسه سينه

١- درد قفسه سينه در موقع تنفس

۲- سرفه هاي توأم با خلط

در حوادث معمولاً دنده ها دچار شكستگي مي شوند و كمتر اتفاق مي افتد جناق سينه آسيب ببيند.

نكته مهم: مجروح  نبايد حركت اضافي داشته باشد.

معمولاً در شكستگي قفسه سينه، استحكام و سفتي قفسه سينه از بين مي رود و حركات قفسه سينه در، دم و بازدم مختل مي شود.در خيلي از موارد احتمال دارد شكستگي با پوست در تماس باشد و يا در مواردي ممكن است شكستگي باعث صدمه زدن به بافت ریه و اغشايي كه در زير قفسه سينه قرار دارد، بشود.

علائمي كه معمولاً در شكستگي قفسه سينه به چشم مي خورد اين است كه ممكن است فرد احساس تنگي نفس شديد داشته باشد، احساس خفگي كند و نفس كشيدن براي فرد مصدوم مشكل و دردناك باشد. 

وقتي كه به قفسه سينه مصدوم نگاه كنيم، مي بينيم كه حركات قفسه سينه كاملاً غير عادي است. اگر ريه هم به واسطه اين شكستگي آسيب ديده باشد، احتمال دارد كه فرد خون كف آلود بالا بياورد. 

اقداماتي كه لازم است انجام دهيم اين است كه آن  قسمتي از قفسه سينه كه دچار شكستگي شده است را حمايت كنيم و حركاتش را محدودتر كنيم. 

به همين منظور، قسمت صدمه ديده را با دستمان حمايت مي كنيم. فرد را در حالت نيمه نشسته قرار مي دهيم و سعي مي كنيم به سمتي كه دچار شكستگي شده متمايلش كنيم. يك تكه بالشتك ضخيم و نرم را روي قسمت شكسته شده قرار داده و دست فرد مصدوم را روي قسمت شكسته شده مي آوريم وسعي مي كنيم با يك باند پهن، دست و قفسه سينه را بهم محكم كنيم. به اين شكل، ما قسمت شكسته شده را، هم با باند و هم به وسيله دست خودمان حمايت مي كنيم. معمولاً در چنين شرايطي فرد مي تواند تنفسش را داشته باشد و احتمال دارد مشكل تنفسي پيدا نكند. ما فرد را در چنين شرايطي با حمايت ناحيه آسيب ديده، به اولين مركز درماني منتقل مي كنيم.

 

شكستگي استخوان لگن 

اصولاً استخوان لگن مي تواند در حوادث مختلف از جمله در تصادفات رانندگي وسقوط از ارتفاعات دچار شكستگي شود. شكستگي مي تواند به صورت يك طرفه و يا دو طرفه اتفاق بيفتد. 

نكته مهم در شكستگي لگن اين است كه احتمال دارد به دنبال شكستگي لگن اعضايي كه در داخل لگن و شكم قرار دارند از جمله مثانه و مجراي ادرار دچار آسيب شوند، بنابراين لازم است توجهات لازم را در شكستگي لگن داشته باشيم.

هر گونه بي احتياطي باعث جراحت، شكستگي و يا مشكلات ديگري براي فرد مي شود. سالم ماندن چندان مشكل نيست، كافي است كه اول به حفظ امنيت و سلامت خود بينديشيم و پس از آن، انجام كار روزانه.

انجام كار→ حفظ امنيت → سالم ماندن

البته شكستگيهاي لگن بيشتر بين سالمندان شايع است.

درد اين نوع شكستگي معمولاً در قسمت مياني و پهلو احساس مي شود.

علائم شكستگي لگن

معمولاً ناحيه شكستگي دارا درد و حساستد است و فرد علرغم اينكه سالم است ولي قادر نيست كه روي پا بايستد و فشار بياورد. اگر شكستگي شديد باشد هر نوع حركتي در ناحيه ران مي تواند ايجاد درد بكند. اگر مجراي ادراري آسيب ديده باشد ممكن است خروج ادرار همراه با خون باشد و اين يك علامت هشدار دهنده و مهم است و در مواردي هم ممكن است درد به حدي شديد باشد كه فرد دچار شوك بشود.  

چه اقداماتي را مي توانيم  تا زماني كه فرد را به اولين مركز درماني برسانيم انجام دهيم؟

۱- خواباندن مجروح روي سطح صاف

۲- ثابت كردن بدن

۳- گذاشتن پتو در زير پاها

مهمترين كار اين است كه تلاش كنيم حركت را محدود و استخوان لگن را حمايت كنيم تا از ايجاد ضايعه ي بيشتر جلوگيري شود.

بنابراين مصدوم را به پشت مي خوابانيم و پاهايش را كاملاً به صورت كشيده قرار مي دهيم و سعي مي كنيم فرد در يك وضعيت راحتي قرار بگيرد. براي اين كار يك پتوي تا شده را زير زانوهايش مي گذاريم و به دنبال آن مي توانيم از دو باند پهن استفاده كنيم. دو باند پهني كه در ناحيه لگن بسته مي شود و اين دو باند پهن را معمولاً به نوعي قرار مي دهيم كه گره ي آن در سمتي قرار بگيرد كه شكستگي نيست. اگر احياناً مصدوم احساس ادرار كردن داشت و قصد داشت كه ادرار كند، ما ممانعت مي كنيم. چرا كه ادرار كردن مي تواند صدمه به بافتها را بيشتر كند. ادرار مي تواند به بافتهاي اطراف راه پيدا كند و اقدامات بعدي ما را با دشواري روبرو كند.

ما مي توانيم بالشتك هايي را زير زانوها و مچ پا قرار دهيم تا زماني كه مصدوم را حمل مي كنيم صدمه كمتري به ناحيه آسيب ديده وارد شود.

 

 شكستگي بازو

اصولاً شكستگي بازو كه در ناحيه بازو اتفاق مي افتد، مي تواند بر اثر ضربه مستقيم و يا ضرباتي باشد كه در ناحيه آرنج و يا ساعد ايجاد شكستگي مي كند. معمولاًمفصل آرنج خصوصاً در كودكان دچار شكستگي مي شود و جزء مواردي است كه بسيار اهميت دارد. به اين جهت كه شكستگي هاي آرنج به دليل مجاورت با اعصاب و عروق مهم حياتي است و بايستي در شكستگيهاي آرنجي به آن توجه شود.

معمولاً علائم موجود به اين شكل است كه فرد قادر نسيت عضو آسيب ديده را حركت دهد. ممكن است تغييري در عضو آسيب ديده مشاهده كنيم. براي مثال كبودي و يا تورم در عضو آسيب ديده مشاهده كنيم. 

اگر فرد بتواند آرنجش را حركت دهد و قادر به حمل آرنجش باشد اولين اقدامي كه انجام مي دهيم اين است كه با ملايمت دست آسيب ديده را به سينه تكيه مي دهيم و با بالشتكي كه بين آرنج و قفسه سينه قرار مي دهيم، با يك باند پهن دست را با قفسه سينه حمايت مي كنيم و به قفسه سينه فيكس مي كنيم. (ثابت نگه م دارم) 

در موردي كه شكستگي در ناحيه آرنج ايجاد شده و مصدوم نمي تواند  آرنج خود را حمل كند بايد ابتدا مصدوم را بخوابانيم؛ دستش را كاملاً در مجاورش قرار دهيم و در چنين مواقعي سعي نكنيم آرنج فرد مصدوم را حمل كنيم زيرا صدمه وارده را قطعاً بيشتر مي كند.

بنابراين وقتي دست را كاملاً در كنار بدن قرار داديم بايد با سه باند كه تهيه كرده ايم دست را به بدن فيكس كنيم.

ما مي توانيم از خود مصدوم بخواهيم دست آسيب ديده را با دست سالمش حمايت كند ومي توانيم با سه باندي كه به ترتيب بين دست و لگن، بازو و سينه و آرنج و قفسه سينه بسته مي شود، دست را كاملاً به قفسه سينه محكم كنيم و از ايجاد حركت بيشتر جلوگيري كنيم.

 

شكستگي ترقوه

علامت شكسته شدن ترقوه، حركت نكردن دست فرد مجروح است. گاهي سر به سمت عضو شكسته شده خم مي شود و مصدوم اظهار درد مي نمايد، كه بهتر است فرد هر چه زودتر فوريتهاي پزشكي را خبر كند. 

معمولاً شكستگي هاي ترقوه مي تواند هم به صورت مستقيم و هم به صورت غير مستقيم اجاد شود.

علائمي كه وجود دارد درد و حساسيت در ناحيه ي دچار شكستگي است. مصدوم معمولاً دستي كه طرف قسمت آسيب ديده است را نمي تواند حركت دهد. ممكن است که ما تغيير شكل در قسمت ترقوه اي كه دچار شكستگي شده است، ببينيم.

بي حركت نگاه داشتن ترقوه صدمه ديده بسيار مهم است. كاري كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه دستي كه در طرف شكستگي قرار دارد را به روي سينه  قرار دهيم و بالشتگي بين دست و قفسه سينه قرار دهيم. معمولاً انگشتان بايد روي شانه سمت آسيب نديده و سالم قرار بگيرد. بعد مي توانيم از يك باند پهن استفاده كنيم و كاملاً دست را به قفسه سينه فيكس كنيم.

 

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:30 | لینک  | 

امداد رساني در فوريتهاي پزشكي

کمکهاي اوليه

 

از مباحث امداد رساني در فوريتهاي پزشكي بحث در خصوص معيارهاي اصولي در كمكهاي اوليه است.  

كمكهاي اوليه چيست؟

اصولاً به يك سري كمكهايي كه بدون استفاده از وسيله توسط افراد که در محل سانحه هستند ، براي فردي كه دچار مصدوميت شده اجرا مي شود، اطلاق م گردد و اين كمكها در جهتي است كه نه تنها جان فرد را از مرگ نجات م دهد بلكه علاوه بر آن  م تواند از مصونيت هاي بيشتر و از معلوليتها و ناتواني هاي جسمي ديگري كه ممكن است به واسطه ايجاد مصدوميت ايجاد شده باشد نيز جلوگيري كند.

بنابراين افراد م باست با يك سري دانشها و مهارتهايي كه مربوط به كمكهاي اوليه است آشنا شوند و با يك سري بايدها و نبايدها آشنايي پيدا كنند و وظايف خودشان را بدانند.

كمكهاي اوليه فقط انجام يكسري اقدامات نيست،  بلكه اين مطلب كه هر فردي بداند چه وظايفي را نبايد انجام دهد، هم جزء اصول كمكهاي اوليه است. بنابراين در مواجهه با فردي كه دچار مصدوميت شده چند اصل را بايد مد نظر قرار داد. تقدم و تأخر اين اقدامات و اينكه فرد بداند كداميك از اين اقدامات را بايد در مرحله اول انجام دهد و كداميك را در اولويتهاي بعدي قرار دهد، که ان نکته  بسيار مهم است.

چهار اصل براي برخورد اوليه در كمكهاي اوليه مطرح است: كمكهاي اوليه مي تواند بصورت كمكهاي اوليه پايه باشد كه فرد بدون استفاده از امكانات خاصي آنها را پياده م كند.

مرحله بعدي كمكهاي اوليه پيشرفته است كه در مراكز درماني با استفاده از داروها و امكانات لازم ديگر كه در اختيار كادر پزشكي قرار دارد، انجام مي شود.

اولين مسئله در برخورد با فردي كه دچار مصدوميت شده، دقت در تنفس اوست. يعني اگر با فردي برخورد كرديم كه از ارتفاع سقوط كرده و دچار شكستگي شده، ابتدا به سراغ شكستگي و بررسي شكستگي او نمي رويم بلكه توجه مي كنيم كه ببينيم آيا فرد داراي تنفس است  و آيا تنفس به عنوان يك ارگان حياتي برقرار است یا خیر؟

دومين قدم توجه به وضعيت قلب و عروق و سيستم گردش خون مصدوم است. اينكه آيا مصدوم داراي ضربان قلب هست يا خير؟

بعد از اينكه از سلامت دستگاه تنفس و گردش خون اطمينان حاصل شد بايد به سراغ كنترل خونريزي مصدوم برويم و از خونريزي جلوگيري كنيم و نهايتاً اينكه بعد از كنترل اين سه مرحله بايد به سراغ بررسي شوك رفت.

 

 

 

 

نوشته شده توسط امیر حسین زارعی در ساعت 6:27 | لینک  |